ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٤٢ - مقصود
آمد، بگو: ان شاء اللَّه. اگر چه يك روز يا يك ماه يا يك سال گذشته باشد. از ائمه ما (ع) نيز همين طور روايت شده است.
ممكن است وجه آن اين باشد كه هر گاه پس از فراموشى استثنا كند، همان ثواب، نصيبش ميشود، بدون اينكه استثنا در اصل كلام تأثيرى داشته باشد و اگر سوگندى ياد كرده است، باعث سقوط كفار شود. ظاهراً منظور ابن عباس هم همين است.
حسن و مجاهد گويند: منظور اين است كه: تا از آن مجلس برنخاستهاى، انشاء اللَّه بگو.
برخى گويند: يعنى اگر هنوز مشغول سخن هستى و يادت بيايد كه انشاء اللَّه نگفتهاى، هنوز فرصت از دست نرفته است و مىتوانى بگويى. اين معنى بهتر از ساير معانى است.
اصم گويد: يعنى هر گاه انشاء اللَّه نگفتى و از گفتار خود پشيمان شدى، خدا را ياد كن.
٢- اين كلام، مستقل است و ارتباطى به سابق ندارد. در اينباره نيز اختلاف كردهاند:
عكرمه گويد: مقصود اين است كه هر گاه دچار خشم شدى، خدا را استغفار كن، تا آتش خشمت خاموش شود.
جبائى گويد: مقصود اين است كه انسان توجه بخدا داشته باشد. يعنى: هر گاه چيزى را كه مورد نيازت هست، فراموش كردى، خدا را ياد كن تا ترا متذكر سازد.
ضحاك و سدى گويند: مقصود نماز است. يعنى هر گاه نمازى را فراموش كردى آن نماز را بخوان.
مرحوم سيد مرتضى مىفرمايد: استثنايى كه در كلام آورده ميشود، داراى چند وجه است: گاهى استثنا را در قسم و طلاق و آزاد كردن بردگان و ساير عقدها مىآورند.
در اين صورت، هيچيك از اين امور، واقع نخواهد شد و براى چنين سخنى هيچگونه تأثيرى نيست و حكمى ندارد. طبق اين وجه، جايز است كه استثنا را در كارهايى كه