ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٤٤ - مقصود
علت اينكه مخفيانه دعا كرد، اين بود كه مىترسيد مردم او را مسخره كنند كه به پيرانهسر، فرزند مىخواهد!( قالَ رَبِّ إِنِّي وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّي وَ اشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَيْباً): گفت: خدايا، استخوانهايم سست و سرم سپيد شده است، بديهى است كه هر گاه استخوانها با آن همه صلابت، سست شوند ديگر تكليف گوشت و عضله و رگ و اعصاب معلوم است. برخى گفتهاند: علت اينكه از ضعف استخوان شكايت مىكند، اين است كه: نيرو و استقامت بدنش كم شده بود. اينكه از سپيدى سر شكايت مىكند، منظورش اين است كه اكنون قاصد مرگ بر سرم نشسته و ناگزيرم مرگ را در آغوش كشم! اين اوصاف را براى معرفى خود نگفت، بلكه بمنظور خشوع و تواضع بر زبان آورد.
(وَ لَمْ أَكُنْ بِدُعائِكَ رَبِّ شَقِيًّا): من از استجابت تو مأيوس نيستم، زيرا همواره بمن لطف داشته و دعاهايم را مستجاب كردهاى. اكنون نيز اميدوارم دعايم را مستجاب كنى و مرا نوميد بر نگردانى.
(وَ إِنِّي خِفْتُ الْمَوالِيَ مِنْ وَرائِي): بيم آن دارم كه پس از من موالى وارثان من شوند و تركه مرا تصاحب كنند.
ابن عباس گويد: منظور از موالى كلاله- يعنى خويشاوندان پدرى و مادرى- است. برخى گفتهاند: منظور عصبه- يعنى خويشاوندان پدرى- است. از امام باقر (ع) نقل شده است كه منظور عموها و پسر عموهاست.
جبائى گويد: منظور پسر عموهاست كه از اشرار بنى اسرائيل بودند. كلبى گويد:
مقصود ورثه است.
(وَ كانَتِ امْرَأَتِي عاقِراً): اما زن من نيز نازا است.
(فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا يَرِثُنِي وَ يَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ): بمن فرزندى ببخش كه بميراث من اولويت داشته باشد و از من و از آل يعقوب، ارث ببرد. منظور يعقوب، بن ماتان برادر عمران بن ماتان- پدر مريم- است. اين قول از كلبى و مقاتل است. سدى گويد:
منظور يعقوب بن اسحاق بن ابراهيم است. زيرا زكريا شوهر خاله مريم بود و نسب همسرش