ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٩ - مقصود
زيرا در اين خصوص، آنها از پدران خود تقليد مىكردند و بر نادانى خود اصرار داشتند و حاضر نبودند كمى بهتر فكر كنند. بعلاوه همينها مردم را از دين باز مىداشتند.
(ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ وَ لا لِآبائِهِمْ): اينها و نياكانشان، اين سخن زشت را از روى جهالت مىگويند و دليلى ندارند. برخى گويند: يعنى آنها و پدرانشان بخداوند علم ندارند.
(كَبُرَتْ كَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْواهِهِمْ): چه كلمه بزرگى از دهان آنها بيرون مىآيد! سخن، عرض است و داخل يا خارج نمىشود. اين قبيل استعمالات، مجازى هستند.
(إِنْ يَقُولُونَ إِلَّا كَذِباً): اينها جز دروغ، چيزى نمىگويند.
(فَلَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ عَلى آثارِهِمْ إِنْ لَمْ يُؤْمِنُوا بِهذَا الْحَدِيثِ أَسَفاً):
اثر وجودى قوم تو چيزى جز تمرد و سركشى نيست. همينها هستند كه مىگفتند: تا چشمهاى از زمين براى ما نجوشانى، ايمان نمىآوريم. شايد اگر بقرآن ايمان نياورند، تو بر اين كار آنها دچار تأسف و اندوه شديد گردى و جان خود را بمهلكه اندازى.
برخى گويند: يعنى تو نسبت به آنها مهر مىورزى و پس از مرگشان بحال زار آنها چندان تأسف مىخورى كه جان خود را به خطر اندازى.
برخى گويند: يعنى بعد از اعراض و روى گردانى آنها دچار تأسف مىشوى و ...
ابن عباس و قتاده گويند: اسف، يعنى خشم و غضب.
بدينترتيب، خداوند پيامبر خود را از اينكه: چندان بهدايت آنها دلبستگى داشته باشد، كه اگر ايمان نياورند خطر مرگ او را تهديد كند، مورد سرزنش قرار مىدهد.