ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٥٨ - قرائت
بود، گفت: گمان نميكنم هيچوقت اين باغ نابود شود و گمان ندارم، قيامت بپا شود و اگر بسوى پروردگارم باز گردم، سرانجامى بهتر از اين خواهم يافت.
قرائت:
ثمر، ابو جعفر و عاصم و يعقوب و سهل، در هر دو مورد بفتح فاء و ابو عمرو، بضم ثاء و سكون ميم و ديگران بضم ثاء و ميم خواندهاند.
ثمر: ميوهاى است كه از درخت چيده ميشود. جمع آن «ثمرات» و «ثمرة» و «ثمار» است. ممكن است «ثمار» را به «ثُمرُ» جمع بست. مثل «كتاب و كتب». ممكن است «ثُمْر» را هم به سكون ميم خواند. چنان كه «كتب» را به سكون تاء ميخوانند.
ممكن است «ثُمرْ» جمع «ثَمَره» باشد. مثل «بدنه و بدن». ممكن است «ثمر» مثل «عنق» كلمه مفرد باشد. برخى از لغويان «ثُمر» را مال و «ثَمر» را چيز خوردنى دانستهاند. در تفسير هم قريب به همين مضمون، گفتهاند: مقصود از «ثمر» نخل و درخت است نه ميوه. مؤيد آن اين است كه مىفرمايد: «و دستها را بحسرت، بهم مىماليد و از مخارجى كه در باغ كرده است، اظهار تأسف ميكرد» (آيه ٤٢).
بديهى است كه باغ داران، پولها را صرف خود درختها مىكنند نه ميوه آنها.
آفت هم بخود درختها رسيده بود، نه به ميوه آنها. چنان كه در باره باغ ديگرى مىفرمايد:( فَأَصْبَحَتْ كَالصَّرِيمِ) (قلم ٢٠) يعنى: درختها طورى سوخته شده بودند كه به سياهى شب شده و طورى بىبرگ مانده بودند كه به سفيدى روز، شده بودند. از ابو عمرو حكايت شده است كه: «ثُمر و ثُمُر» انواع مال است. بديهى است كه هر گاه خود درخت دچار آفت بشود، ميوه آن نيز از آفت مصون نمىماند. بنا بر اين قرائتهاى دوم و سوم از قرائت اول بهتر است. قرائت اول هم به اين جهت صحيح است كه منظور بيان بعضى از چيزهايى كه آفت زده است باشد، نه همه آن.
حجازيان و ابن عامر «خيراً منهما» و ديگران «خيراً منها» خواندهاند.
اگر ضمير مثنى باشد به «جنتين» و اگر مفرد باشد، به «جنت» كه نزديكتر است، باز مىگردد.