ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٧٥ - مقصود
برخى گفتهاند: يعنى بتو ناسزا مىگويم. برخى گفتهاند: يعنى ترا مىكشم.
(وَ اهْجُرْنِي مَلِيًّا): حسن و مجاهد و سعيد بن جبير و سدى گويند: يعنى براى مدتى دراز از من دور شو. ابن عباس و قتاده و عطا و ضحاك گويند: يعنى از من دور شو، تا از عقوبت من سالم بمانى. «ملى» يعنى كامل و سالم.
(قالَ سَلامٌ عَلَيْكَ): جبائى و ابو مسلم گويند: اين سلام، سلام وداع و جدايى است. برخى گويند: سلام احترام و نيكى است. يعنى بمنظور اداى حق پدرى، نافرمانى نمىكنم و از تو جدا مىشوم.
(سَأَسْتَغْفِرُ لَكَ رَبِّي): در اينباره اقوالى است: ١- ابراهيم بحكم عقل خود به او وعده استغفار داد. در آن وقت هنوز از طرف شرع ثابت نشده بود كه طلب مغفرت براى آدم مشرك، قبيح است. ٢- جبائى گويد: يعنى اگر بت پرستى را ترك كنى، من هم براى تو طلب مغفرت مىكنم. ٣- اصم گويد: يعنى از خدا مىخواهم كه ترا در دنيا عذاب نكند.
(إِنَّهُ كانَ بِي حَفِيًّا): ابن عباس و مقاتل گويند: يعنى خداوند نسبت بمن رحيم است و لطف و محبت دارد. برخى گويند: يعنى خداوند همواره بمن احسان كرده و مىكند.
برخى گويند: يعنى خداوند به گفتگوهاى من و تو عالم است.
(وَ أَعْتَزِلُكُمْ وَ ما تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ): من از شما و بت پرستى شما كنارهگيرى مىكنم.
(وَ أَدْعُوا رَبِّي عَسى أَلَّا أَكُونَ بِدُعاءِ رَبِّي شَقِيًّا): من خداوند خود را مىپرستم و اميدوارم كه مثل شما بواسطه بت پرستى نگونبخت نشوم. برخى گفتهاند: يعنى اميدوارم كه خداوند طاعت و عبادتم را بپذيرد و با رد آن تيره بختم نكند، زيرا مؤمن، همواره ميان بيم و اميد است.
(فَلَمَّا اعْتَزَلَهُمْ وَ ما يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ كُلًّا جَعَلْنا نَبِيًّا): هنگامى كه از آنها كنارهگيرى كرده و بسوى «ارض مقدس» رفت، فرزندى چون اسحاق و فرزند زادهاى چون يعقوب، به او بخشيديم و سوز هجران و