ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٧٥ - مقصود
ترك آنها تهديد به كيفر كرده است.
(وَ يَوْمَ نُسَيِّرُ الْجِبالَ): برخى گويند: متعلق به سابق است. يعنى: در روزى كه كوهها را براه اندازيم، باقيات صالحات، پاداش بهترى دارند.
برخى گويند: اين آيه، ابتداى كلام است. يعنى: روز قيامت را بياد آور كه كوهها را براه مىاندازيم.
مقصود از براه افتادن كوهها اين است كه: خداوند آنها را از جا مىكند و آنها را بصورت غبار پراكنده در مىآورد.
برخى گويند: منظور اين است كه كوهها مثل ابر، بر روى زمين بحركت در- مىآيند و خداوند آنها را متلاشى و بصورت تلهاى رمل در مىآورد. چنان كه مىفرمايد:
(يَوْمَ تَرْجُفُ الْأَرْضُ وَ الْجِبالُ) (مزمل ١٤: در آن روز كوهها و زمين بلرزند و بصورت رمل در آيند) سپس بصورت پشم زده، آن گاه بصورت غبار پراكنده، در مىآيند. چنان كه ميفرمايد:( وَ بُسَّتِ الْجِبالُ بَسًّا فَكانَتْ هَباءً مُنْبَثًّا) (واقعه ٥ و ٦: كوهها پاره پاره شوند و بصورت غبار پراكنده در مىآيند) سپس بصورت سراب، در مىآيند، چنان كه مىفرمايد:
(وَ سُيِّرَتِ الْجِبالُ فَكانَتْ سَراباً) (نبأ ٢٠: كوهها بحركت در مىآيند و سراب ميشوند).
(وَ تَرَى الْأَرْضَ بارِزَةً): در آن روز چهره زمين را آشكار و بىپوشش مىنگرى كه بر آن كوهى و ساختمانى و درختى نيست كه آن را از چشمها پناه سازد.
عطا گويد: يعنى كسانى كه در دل زمين مدفون بودهاند، بوسيله زمين ظاهر ميشوند. چنان كه پيامبر گرامى اسلام مىفرمايد:
ترمى الارض بافلاذ كبدها
يعنى:
زمين گنجهاى باطنى خود را بيرون مىافكند.
(وَ حَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً): در آن روز آنها را محشور و در موقف قيامت جمع مىكنيم و احدى از آنها را فروگذار نمىكنيم.
(وَ عُرِضُوا عَلى رَبِّكَ صَفًّا): آنان كه محشور ميشوند، روز قيامت، هر دستهاى و امتى بصف در آمده، به پيشگاه خداوند عرضه مىشوند.
برخى گويند: مثل صفوف نماز، صفها پشت سر يكديگر قرار مىگيرند.