ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١١٠ - لغت
اولى يعنى: «رفيق من نباش» و دومى يعنى: «اگر خواستم رفيق من باشى با من رفاقت نكن».
لدنى: اهل مدينه و ابو بكر- بنقل از عاصم- بدون تشديد و ديگران با تشديد خواندهاند. لكن قرائت دوم بهتر است، زيرا براى حفظ سكون نون بهتر است پيش از ياء يك نون اضافه شود.
لتخذت: ابن كثير و اهل بصره به كسر خاء و بدون تشديد و ديگران بفتح خاء و تشديد خواندهاند. عاصم و ابن كثير ذال را ظاهر و ديگران ادغام كردهاند. ابو زيد گويد: «اتخذ» و «تخذ» بيك معنى است.
يبدلهما: اهل مدينه و ابو عمرو به تشديد دال و ديگران به سكون خواندهاند.
يكى از باب افعال و يكى از باب تفعيل و از لحاظ معنى بيكديگر نزديكند.
رحم: ابو جعفر و ابن عامر و عاصم و عباس و يعقوب و سهل بضم حاء و ديگران به سكون خواندهاند. هر دو بمعناى رحمت هستند، شاعر گويد:
|
يا منزل الرحم على ادريس |
و منزل اللعن على ابليس |
|
اى كسى كه بر ادريس رحمت و بر ابليس لعنت مىفرستى.
لغت:
انقضاض: فرود آمدن سريع.
وراء: پشت سر. گاهى هم بمعناى جلو استعمال مىشود. شاعر گويد:
|
أ ترجو بنو مروان سمعى و طاعتى |
و قومى تميم و الفلاة ورائيا |
|
يعنى: آيا بنى مروان از من انتظار شنيدن و فرمانبرى دارند، حال آنكه قوم من تميم و بيابان در پيش روى من است؟
برخى گفتهاند: به اين معنى در زمان مىآيد نه مكان و برخى گفتهاند: در مورد چيزهايى كه پشت و رو ندارد، بكار مىرود.
ارهاق: فرا گرفتن و پوشيدن چيزى.