ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٥٤ - مقصود
اعراب:
مكاناً: مفعول فيه.
(بَشَراً سَوِيًّا): حال.
مقصود:
اكنون بدنبال داستان زكريا به شرح داستان مريم و عيسى پرداخته، مىفرمايد:
(وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ مَرْيَمَ): در قرآن مجيد، داستان مريم و تولد عيسى و شايستگى آنها را شرح بده، تا مردم متنبه شوند و براى تو معجزهاى باشد.
(إِذِ انْتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِها مَكاناً شَرْقِيًّا): هنگامى كه مريم از خانواده خود كناره گرفت و در سمت شرق جايگزين شد.
ابن عباس گويد: علت اينكه مسيحيان قبله خود را در جانب مشرق قرار دادهاند، همين است كه مريم بسوى مشرق رفت.
جبائى گويد: براى عبادت، در سمت مشرق خلوت كرد. اصم و ابو مسلم گويند:
به آنجا رفت كه مردم او را نبينند. عطا گويد: در يك روز بسيار سرد، مىخواست جاى خلوتى پيدا كند و سر خود را برهنه سازد، از اينرو در مقابل خورشيد نشست تا از اشعه خورشيد استفاده كند.
(فَاتَّخَذَتْ مِنْ دُونِهِمْ حِجاباً): براى اينكه كسى او را نبيند، خود را از آنها پنهان ساخت.
(فَأَرْسَلْنا إِلَيْها رُوحَنا فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِيًّا): ابن عباس و حسن و قتاده گويند: يعنى جبرئيل را بسوى او فرستاديم و بصورت يك بشر كامل در برابر او آشكار گشت. علت اينكه جبرئيل را روح ناميده، اين است كه وى روحانى است. علت اسناد روح بخويش تشريف و تجليل است. ابو مسلم گويد: يعنى براى روحى كه مسيح از آن خلق شد، انسانى صورت بست. معناى اول مورد قبول همه مفسرين است. عكرمه گويد:
هنگامى كه مريم حائض مىشد، از مسجد خارج مىشد و پيش خاله خود- زن زكريا-