ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٠ - مقصود
(نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ نَبَأَهُمْ بِالْحَقِ): ما داستان آنها را بدون كم و زياد، براى تو نقل مىكنيم.
(إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْناهُمْ هُدىً): آنها جوانانى بودند كه بپروردگار خود ايمان آوردند و ما بر بصيرت آنها افزوديم و بلطف خود در راه ايمان، آنها را استوارتر كرديم.
خداوند آنها را جوان ناميده است، زيرا جوانى، دوره شكوفا شدن ايمان است.
برخى گفتهاند: جوانى دوره بذل و بخشش و ترك آزار و اذيت و شكايت است.
برخى گفتهاند: منظور، ترك محرمات و داشتن خصال نيكوست.
(وَ رَبَطْنا عَلى قُلُوبِهِمْ): دلهاى آنها را با الطاف و خاطرات تقويت كننده ايمان محكم ساختيم، در نتيجه تصميم قاطع گرفتند كه حق را آشكار سازند و در راه دين ثابتقدم و بر سختىها و دورى از وطن شكيبا باشند.
(إِذْ قامُوا فَقالُوا رَبُّنا رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ): اثر آن ايمان قوى، هنگامى آشكار شد كه در برابر پادشاه جبار و هوسباز زمان خود، دقيانوس- كه با بىشرمى كوشش ميكرد كه اهل ايمان را از دينشان باز دارد- بپا خاسته، گفتند: پروردگار ما كه او را پرستش مىكنيم، همانست كه آفريدگار آسمانها و زمين است.
(لَنْ نَدْعُوَا مِنْ دُونِهِ إِلهاً لَقَدْ قُلْنا إِذاً شَطَطاً): ما خدايى جز او نمىخوانيم و اگر جز او خدايى بخوانيم، سخنى بر زبان آوردهايم كه از حق دور و نمونه واقعى باطل است.
(هؤُلاءِ قَوْمُنَا اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً لَوْ لا يَأْتُونَ عَلَيْهِمْ بِسُلْطانٍ بَيِّنٍ):
اينها همشهريان ما هستند كه به پرستش خدايانى غير از خداى يكتا پرداختهاند و در اين كارشان، اسير تقليد كوركورانه شده، هيچگونه دليلى بر صحت آن ندارند! چرا اين چنين باشند و چرا بدنبال دليلى قانع كننده نباشند؟! بدين ترتيب، آيه شريفه، از تقليد كوركورانه، مذمت مىكند و رهنمون