ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١١٥ - مقصود
(وَ أَمَّا الْجِدارُ فَكانَ لِغُلامَيْنِ يَتِيمَيْنِ فِي الْمَدِينَةِ وَ كانَ تَحْتَهُ كَنْزٌ لَهُما):
علت اينكه ديوار را تعمير كردم، اين بود كه بدو طفل يتيم تعلق داشت و در زير آن گنجى نهفته بود. گنج، طلا و نقره و چيزهاى ديگر است.
ابن عباس و سعيد بن جبير و مجاهد گويند: در اين گنج صحيفههايى از علوم مدفون بود. قتاده و عكرمه گويند: طلا و نقره بود. مختار جبايى و روايت ابو الدرداء از پيامبر گرامى نيز همين است.
ابن عباس و حسن گويند: لوحى زرين بود كه بر آن نوشته بود:
- شگفتا، كسى كه به قدر ايمان دارد، چگونه محزون مىشود؟! كسى كه به روزى ايمان دارد، چگونه رنج مىبرد؟! كسى كه بمرگ يقين دارد، چگونه شاد مىشود؟! كسى كه بحساب ايمان دارد، چگونه غفلت مىكند؟! كسى كه دنيا و تحولات آن را نسبت بمردم ديده، چگونه به آن اطمينان پيدا مىكند؟! خدايى جز خداى يكتا نيست و محمد فرستاده خداست.
همين مطلب از امام صادق (ع) نيز روايت شده و در پارهاى از روايات كم و زياد دارد. اين مطلب هر دو قول اول را متضمن است، زيرا دلالت دارد بر اينكه در زير ديوار لوحى از زر و بر آن حكمتى ثبت شده بود. پس هم مال بود و هم علم!( وَ كانَ أَبُوهُما صالِحاً): ابن عباس گويد: در اينجا خداوند مىفرمايد: علت حفظ گنج شايستگى پدر آن دو طفل بود، اما از شايستگى بچهها چيزى گفته نشده است. از امام صادق ع روايت شده است كه ميان اين دو طفل و آن پدر صالح، هفت واسطه بود. پيامبر گرامى اسلام فرمود: خداوند بشايستگى مرد مؤمن، فرزند و فرزند زاده و اهل خانه خودش و خانههاى اطرافش را اصلاح مىكند و بخاطر گرامى بودن در پيشگاه خداوند، همه آنها در حفظ خدا خواهند بود.
(فَأَرادَ رَبُّكَ أَنْ يَبْلُغا أَشُدَّهُما وَ يَسْتَخْرِجا كَنزَهُما رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ):
اراده خداوند بر اين بود كه آنها رشد پيدا كنند و بتوانند نيك و بد خود را تشخيص دهند و مال خود را حفظ كنند. پس از آنكه به چنين مرحلهاى نائل شدند، از بركت