ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٢٧ - مقصود
زمين و خرج ماليات سرى مردم است. تغلب گويد: خراج چيزى است كه سالانه گرفته مىشود و خرج چيزى است كه يك بار گرفته مىشود.
(قالَ ما مَكَّنِّي فِيهِ رَبِّي خَيْرٌ): ذو القرنين به آنها گفت: مال و ثروت و قدرتى كه خداوند بمن ارزانى داشته است، از آنچه شما بمن مىدهيد بهتر است:
(فَأَعِينُونِي بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ رَدْماً): تنها شما به من كمك كنيد و ابزار كار را فراهم گردانيد، تا ميان شما و ايشان سدى ايجاد كنم تا ديگر نتوانند عبور كنند.
(آتُونِي زُبَرَ الْحَدِيدِ): اكنون قطعات آهن را بمن بدهيد تا دست بكار شويم.
(حَتَّى إِذا ساوى بَيْنَ الصَّدَفَيْنِ): سرانجام ميان دو كوه را بوسيله قطعات آهن برآورد و آن را هموار گردانيد. ازهرى گويد: علت اينكه بدو طرف كوه، صدف گفته مىشود، اين است كه با هم محاذى هستند و در يك خط مستقيم بيكديگر تلاقى مىكنند.
(قالَ انْفُخُوا): آن گاه به آنها دستور داد كه بوسيله دم آهنگران در آتشى كه بر قطعات آهن افروخته شده بود، بدمند.
(حَتَّى إِذا جَعَلَهُ ناراً): بر اثر دميدن در آتش، قطعات آهن همچون آتش سرخ و گداخته شدند و بهم پيوستند.
(قالَ آتُونِي أُفْرِغْ عَلَيْهِ قِطْراً): آن گاه دستور داد كه مس يا آهن مذاب بر سد بريزند تا تمام روزنههاى آن بسته شود و سد پولادين، همچون ديوارى استوار كه آجر آن آهن و گل آن مس ذوب شده است، راه را بر متجاوزان مسدود گرداند.
(فَمَا اسْطاعُوا أَنْ يَظْهَرُوهُ وَ مَا اسْتَطاعُوا لَهُ نَقْباً): از آن پس قوم يأجوج و مأجوج نتوانستند از اين سد بالا روند يا اينكه آن را سوراخ كنند، زيرا محكم و مرتفع بود. برخى گفتهاند: اين سد در پشت درياى روم، در ميان دو كوه واقع شده است.
اين دو كوه به اقيانوس منتهى مىشوند. برخى گفتهاند: در پشت دربند و خزران از ناحيه ارمنيه و آذربايجان قرار دارد. برخى گفتهاند: ارتفاع سد دويست و عرض آن