ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٥ - مقصود
خدا نازل نمىشويم و همه چيز، در اختيار اوست).
مقصود:
(أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْكَهْفِ وَ الرَّقِيمِ كانُوا مِنْ آياتِنا عَجَباً): اى محمد، آيا گمان مىكنى كه: آيا اصحاب كهف و رقيم، از آيات شگفتانگيز ما هستند؟! آفرينش آسمانها و زمين، از اين كارها عجيبتر است. اين معنى از مجاهد و قتاده است.
ممكن است منظور اين باشد كه چون جواب از جانب خداوند، دير آمد و پيامبر به اميد ايمان آنها، در انتظار نشسته بود، بوى بفرمايد: گمان مىكنى كه داستان اصحاب كهف و رقيم، عجيب است و اگر براى آنها بازگو كنى، ايمان خواهند آورد؟! منظور از كهف، همان غارى است كه آن عده، به آنجا پناه بردند.
در باره معناى رقيم، اختلاف است:
ابن عباس و ضحاك گويند: رقيم نام آن واديى است كه غار در آنجا واقع شده بود.
حسن گويد: رقيم نام آن كوه است.
كعب و سدى گويند: رقيم نام قريهاى است كه اصحاب كهف، از آن خارج شدهاند.
سعيد بن جبير گويد: رقيم نام آن سنگ نبشتهاى است كه داستان اصحاب كهف را بر آن نقش و بر در غار نصب كردند. بلخى و جبائى نيز همين قول را اختيار كردهاند.
برخى گويند: اين لوح سنگى را در خزانه پادشاهان قرار دادند، زيرا جالب و حيرتانگيز بود.
ابن زيد گويد: رقيم كتابى است كه در آن اخبارى ثبت بوده و خداوند از محتويات آن خبر نداده است.
برخى گويند: اصحاب رقيم، آن سه تنى بودند كه داخل غارى شدند و در غار بر روى آنها بسته شد. آنها گفتند:
- هر يك از ما بايد بدرگاه خدا دعا كنيم و يكى از كارهاى خوب خود را بر زبان