ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٩ - مقصود
جز او خدايى نمىخوانيم و گرنه بناحق سخن گفتهايم. اينان قوم ما هستند كه جز خدا، خدايانى برگزيدهاند! چرا در مورد آنها دليلى روشن نمىآورند؟! كيست ستمكارتر از آنكه دروغى در باره خدا ساخته باشد. اگر از آنها و از آنچه جز خدا مىپرستند، كنارهگيرى كردهايد، بسوى غار رويد تا پروردگارتان رحمت خود را بر سر شما بگسترد و براى شما در كارتان گشايشى فراهم سازد.
قرائت:
مرفقا: اهل مدينه و ابن عامر و اعشى و برجمى- از ابو بكر- بفتح ميم و كسر فاء و ديگران بكسر ميم و فتح فاء خواندهاند.
زجاج گويد: «مرفق امر و مرفق يد» بهر دو لغت گفته شده است، لكن «مرفق يد» بكسر ميم بهتر است. ظاهر اينست كه «مرفق» بر وزن «مسجد» اسم مكان نيست. همانطورى كه «مسجد» هم اسم مكان نيست.
لغت:
شطط: خروج از حد و غلو.
اعتزال: كنارهگيرى. تعزل نيز بهمان معنى است. عمرو بن عبيد و اصحابش را- كه از حلقه درس حسن كناره گرفتند- معتزله گويند.
اعراب:
(إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ): كسر «ان» بخاطر استيناف است.
(إِذْ قامُوا): متعلق است به «ربطنا».
شططا: يعنى: «قلنا قولا شططا» نصب آن بنا بر مصدريت است.
(وَ ما يَعْبُدُونَ): منصوب و عطف بر «هم» ممكنست «ما» مصدريه باشد به تقدير: «و عبادتهم الا عبادة اللَّه» بنا بر اين مستثنى منه مفعول(اعْتَزَلْتُمُوهُمْ) است. بنا بر اول، مستثنى منه مفعول محذوف «يعبدون» است.
مقصود:
اكنون به شرح داستان اصحاب كهف، پرداخته، مىفرمايد: