ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٠٥ - اعراب
فرزند كردهاند! سزاوار نيست كه خداوند فرزندى داشته باشد.
قرائت:
تكاد السماوات يتفطرن: در اين سوره و در سوره علق، برخى از قراء فعل اول را بتاء و دومى را بياء و برخى هر دو را بياء خواندهاند. برخى هم در هر دو جا «تكاد ... ينفطرن» خواندهاند. برخى هم در اينجا بهمين صورت و در آنجا «تكاد يتفطرن» خواندهاند.
انفطار، مطاوعه فطر و تفطر مطاوعه تفطير است. گويا در اينجا باب تفعل مناسبتر است، زيرا همراه با مبالغه است. گويند: مقصود اين است كه آسمانها مىخواهند بشكافند، نه اينكه شكافته مىشوند.
لغت:
از: بجنبش در آوردن.
وفد: جمع وافد. كسانى كه بجايى رهسپار شدهاند.
سوق: راندن.
ورد: جماعتى كه به آب مىرسند.
اد: كار بزرگ.
شاعر گويد:
|
لقد لقى الاعداء منى نكرا |
داهية دهياء ادا امرا |
|
يعنى: دشمنان: از من، كارهاى بزرگ و دشوار ديدهاند.
انفطار: شكافتن.
هد: ويران شدن با صداى شديد.
اعراب:
تؤزهم: جمله حاليه.
نعد: مفعول اين فعل حذف شده است. يعنى: «نعد اعمالهم» و( يَوْمَ نَحْشُرُ) ظرف «نعد» است.
وفدا: حال از «المتقين» و همچنين «وردا» كه حال است از «المجرمين».