ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٠٧ - مقصود
است. علت اينكه تشنگان را «ورد» ناميده، اين است كه: بدنبال آب وارد محل مىشوند. برخى گويند: ورد يعنى نصيب. يعنى مجرمين، نصيب جهنم و مؤمنين نصيب بهشت هستند. اين قول از ابو مسلم است.
(لا يَمْلِكُونَ الشَّفاعَةَ): مردم تبهكار، قادر بر شفاعت كسى نيستند و كسى هم آنها را شفاعت نمىكند. بالعكس اهل ايمان يكديگر را شفاعت مىكنند و شفاعتشان پذيرفته مىشود.
مالك بودن شفاعت، دو جور است: ١- شفاعت كردن غير ٢- استدعاى شفاعت از غير خداوند مىفرمايد: اينها وضعى دارند كه نه شفاعت ديگران بحالشان سودى دارد و نه شفاعت ايشان به حال ديگران!( إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً): تنها كسانى اختيار شفاعت دارند كه نزد خداوند، عهدى داشته باشند. برخى گويند: يعنى تنها شفاعت، بحال اينها نتيجه دارد و بس! عهدى كه در اينجا ذكر شده، ايمان و اقرار بيگانگى خدا و تصديق انبياست. ابن عباس گويد: مقصود شهادت به يگانگى خدا و بازگشت دادن هر گردش و نيرويى به پروردگار است. برخى گويند: يعنى تنها كسانى مىتوانند شفاعت كنند كه خداوند به آنها اذن داده است. مثلا: انبيا و شهدا و علما و مؤمنين. چنان كه در اخبار آمده است.
على بن ابراهيم در تفسير خود آورده است كه پيامبر فرمود، هر كس در وقت مرگ، درست وصيت نكند، در مروت او نقص است. گفتند: يا رسول اللَّه، چگونه وصيت كند؟ فرمود: هنگامى كه مرگش فرا مىرسد و مردم اطراف او گرد مىآيند، بگويد:
-
اللهم فاطر السماوات و الارض عالم الغيب و الشهادة الرحمن الرحيم.
انى اعهد اليك فى الدار الدنيا. انى اشهد ان لا اله الا انت وحدك لا شريك لك و ان محمداً عبدك و رسولك و ان الجنة حق و ان النار حق و ان البعث حق و القدر و الميزان حق و ان الدين كما وصفت و ان الاسلام كما شرعت و ان القول كما حدثت و ان القرآن كما انزلت و انك انت اللَّه الحق المبين. جزى اللَّه محمداً عنا خير الجزاء و حيا اللَّه محمداً و آله بالسلام. اللهم يا عدتى عند كربتى