ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٦٣ - قرائت
ترجمه:
رفيقش با او گفتگو كرده، مىگفت: آيا به آنكه ترا از خاك آفريد، آن گاه از نطفه، آن گاه بصورت مردى كامل در آورد، كافر شدهاى؟ ولى من معتقدم كه خداوند يكتا پروردگار من است و احدى را شريك پروردگارم قرار نميدهم. چرا وقتى داخل باغت شدى، نگفتى: هر چه خدا خواهد ميشود و نيرويى جز به تأييد خدا نيست؟
اگر بينى كه من بمال و فرزند، از تو كمترم، ممكن است كه خداوند بهتر از باغ تو بمن دهد و بباغ تو از آسمان صاعقهها فرستد كه آن را بصورت زمين باير در آورد. يا آب آن به اعماق زمين فرو رود كه قادر به جستجوى آن نباشى و ميوههاى او نابود گشت و دستهاى خود را به حسرت مالى كه در آن خرج كرده بود بر هم مىزد كه تاكها بر سقفها فرو ريخته بود و ميگفت: كاش، احدى را شريك پروردگارم نساخته بودم. او را جز خدا كسانى نبود كه ياريش كنند و يارى نميشد. در آنجا يارى كردن، اختصاص به خداى بر حق دارد. پاداش او بهتر و عاقبتش نيكوتر است.
قرائت:
لكنا: ابن عامر و ابن فليح و برجمى در فصل و وصل به اثبات الف، قرائت كردهاند.
ديگران در وصل به حذف الف خواندهاند. بخارى در وصل بهر دو وجه خوانده است.
در حالت وقف، تنها قتيبه بدون الف و ديگران با الف خواندهاند. ابى بن كعب و حسن «لكن انا» و عيسى ثقفى «لكن هو ...» خواندهاند.
هر گاه «لكن» به تشديد نون خوانده شود، در اصل «لكن انا» بوده كه همزه حذف و نون در نون ادغام شده است. لكن الف غير ملفوظ «انا» در وقف باقى مىماند و در وصل حذف ميشود و اين قاعده در تلفظ صحيح خود «انا» هم رعايت ميشود. مثل «ان- قمت» كه «انا قمت» هم گفته ميشود. لكن ضعيف است. آنهايى كه در حالت وصل الف را حفظ كردهاند، بنا بر لغت «انا قمت» است. چنان كه شاعر گويد:
|
انا شيخ العشيرة فاعرفونى |
حميداً قد تذريت السناما |
|
يعنى: من بزرگ قبيله هستم. مرا به بزرگى بشناسيد كه به علو و برترى رسيدهام.