ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٣٢ - مقصود
دلايل من تفكر نمىكردند. چنان كه گويى بر چشم ايشان پردهاى افتاده بود و آنها را از ادراك مانع مىشد.
(وَ كانُوا لا يَسْتَطِيعُونَ سَمْعاً): و همچنين شنيدن قرآن و ذكر خداوند بر آنها دشوار شود. هر گاه بگويند: فلان كس نمىتواند بتو نگاه كند و سخن ترا بشنود، يعنى بر او دشوار است. منظور كورى چشم دل است.
(أَ فَحَسِبَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنْ يَتَّخِذُوا عِبادِي مِنْ دُونِي أَوْلِياءَ): آيا مردمى كه منكر يگانگى خداوند شدهاند، گمان مىكنند كه خدايان پندارى، آنها را يارى و از كيفر آنها منع مىكنند؟ منظور از اين خدايان پندارى كه از آنها به «عباد» تعبير شده، مسيح و فرشتگان است كه مشركين آنها را معبود خود مىپنداشتند و آنها از ايشان و از هر مشركى بيزار بودند. ابن عباس گويد: يعنى آيا مردم كافر گمان مىكنند كه با پرستش خدايان موهوم گرفتار خشم من نخواهند شد و من آنها را كيفر نخواهم كرد؟!( إِنَّا أَعْتَدْنا جَهَنَّمَ لِلْكافِرِينَ نُزُلًا): ما جهنم را براى مردم كافر مهيا كردهايم، چنان كه براى مهمان، غذا فراهم مىكنند.
(قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمالًا): اى محمد، به ايشان بگو: آيا از كسانى كه زيانكارترين مردم هستند، شما را خبر دهم؟ مقصود از اين قوم، كافران اهل كتاب، يعنى يهود و نصارى است.
(الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً): اينها عملشان در اين جهان، بيهوده و باطل است، مع الوصف گمان مىكنند كه عملشان نيكو و در راه اطاعت و قربت است. عياشى روايت كرده است كه ابن كواء برخاست و از على ٧ در باره اهل اين آيه سؤال كرد. فرمود: اينان اهل كتاب هستند كه بخداى خويش كفر ورزيدند و در دين خود بدعت گذاشتند و اعمالشان تباه شد. اهل نهروان- يعنى خوارج- از آنها دور نيستند.
(أُولئِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ وَ لِقائِهِ فَحَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ): آنان حجتها