ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٦٠ - مقصود
ناز و نعمت محروم و بكفى نان نيازمند بود. ثروتمند مغرور، بر همسايه مستمند خود فخر فروشى كرده، گفت: من از تو ثروتمندترم و نفرات بيشترى دارم.
اين گفتار، با ظاهر آيات سازگارتر است.
(جَعَلْنا لِأَحَدِهِما جَنَّتَيْنِ مِنْ أَعْنابٍ وَ حَفَفْناهُما بِنَخْلٍ): به يكى از آنها دو باغ بخشيديم كه درون آنها را درختان انگور و اطراف آنها را درختان خرما فرا گرفته بود.
(وَ جَعَلْنا بَيْنَهُما زَرْعاً): و در ميان آن دو باغ مزرعهاى قرار داده و نعمت انگور، خرما و زراعت را براى او كامل ساخته بوديم.
(كِلْتَا الْجَنَّتَيْنِ آتَتْ أُكُلَها وَ لَمْ تَظْلِمْ مِنْهُ شَيْئاً): هر يك از اين دو باغ، ثمر خود را بدون كم و كاست، بطور كامل مىداد. شاعر گويد:
|
و يظلمنى مالى كذا و لوى يدى |
لوى يده اللَّه الذى هو غالبه |
|
يعنى: مالم را كم ميدهد و دستم را كوتاه ميكند. خداوند- كه بر او غالب است- دستش را كوتاه كند.
علت اينكه ميوه را «اكل» ناميده، اين است كه خوردنى است.
(وَ فَجَّرْنا خِلالَهُما نَهَراً): و ميان اين دو باغ را نهرى جارى ساختيم كه هر دو را مشروب سازد و آب را از آنها دور نباشد و بدون رنج و زحمت، آب به آنها برسد و ميوه بيشتر و خوبتر بدهند.
(وَ كانَ لَهُ ثَمَرٌ): برخى گويند: يعنى درخت خرما داراى ثمر بود.
ابن عباس گويد: يعنى براى صاحب باغ، از غير اين باغها نيز ميوههايى بود، چنان كه گاهى مردم مالك ميوه درخت هستند نه خود درخت. مجاهد گويد: يعنى اين مرد، علاوه بر اين دو باغ داراى طلا و نقره بود. قتاده و ابن عباس- بنا بروايت ديگر- گويند: صاحب باغ، علاوه بر اين باغها اموال بسيارى داشت.
(فَقالَ لِصاحِبِهِ وَ هُوَ يُحاوِرُهُ أَنَا أَكْثَرُ مِنْكَ مالًا وَ أَعَزُّ نَفَراً): ثروتمند مغرور و از خدا بيخبر، گفتگوى خود را با همسايه فقير و پاكدل خود آغاز كرده، گفت: مال