ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٥٢ - مقصود
(وَ كانَ تَقِيًّا): او در پيشگاه خدا، مخلص و مطيع و متقى بود. او هرگز حتى فكر گناه هم نكرد.
پرسش:
در اينجا خداوند مىگويد: پاكى را ما به او بخشيديم. در حالى كه يحيى با مجاهدات و عبادات خود بمرتبه پاكى نائل آمد! پاسخ:
منظور اين است كه از بركت الطاف خداوند، بپاكى نائل شده است. بخصوص كه او هنوز كودكى خردسال بود. بعلاوه، وى از هدايت الهى برخوردار گشت.
(وَ بَرًّا بِوالِدَيْهِ): او نسبت بپدر و مادر نيكوكار بود و امر آنها را اطاعت مىكرد و مىكوشيد كه خشنودى آنها را فراهم سازد.
(وَ لَمْ يَكُنْ جَبَّاراً عَصِيًّا): او اهل تكبر و تطاول و گناه نبود. ابن عباس گويد:
يعنى آزارش به كسى نمىرسيد.
(وَ سَلامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَ يَوْمَ يَمُوتُ وَ يَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّا): بروز ولادت و روز مرگ و روز قيامت، سلام ما بر او باد! كلبى گويد: يعنى در اين روزها سلامت و امنيت دارد. در دنيا از اغواى شيطان و در روز مرگ از بلاى دنيا و عذاب قبر و در روز قيامت از وحشت و عذاب جهنم، آسوده است. كلمه «حياً» تأكيد است براى «يبعث» برخى گويند: يعنى يحيى با شهداء مبعوث مىشود، زيرا قرآن آنها را «زندگان» وصف كرده است. سفيان بن عيينه گويد: وحشتناكترين حالات انسان در سه حالت است: روزى كه از رحم مادر خارج و داخل دنياى وسيع مىشود و روزى كه مىميرد و خود را در ميان كسانى مىنگرد كه آنها را نديده است و روزى كه محشور مىشود و خود را در محشرى عظيم مشاهده مىكند. خداوند يحيى را مورد لطف قرار داد و در اين سه حالت به او ايمنى و سلامت بخشيد. برخى گويند: سلام ولادت، تفضل و سلام دوم و سوم، ثواب و جزاست.