ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٦٧ - مقصود
در آيد كه هيچگونه گياهى در آن وجود نداشته باشد و پاهاى انسان را بلغزاند و بعد از آنى كه اين زمين، سودمندترين زمينها بوده است، بصورت زيانبخشترين اراضى در آيد.
(أَوْ يُصْبِحَ ماؤُها غَوْراً): يا اينكه ممكن است اين آب، بخشكد و بزمين فرو رود و اين زمين از بىآبترين زمينها شود.
(فَلَنْ تَسْتَطِيعَ لَهُ طَلَباً): اگر اين آب، بزمين فرو رود، تو نمىتوانى آن را بدست آورى.
برخى گويند: يعنى اگر اين آب، بزمين فرو رفت و ناياب شد، نمىتوانى آب ديگرى بدست آورى و محصولات خود را آبيارى كنى.
(وَ أُحِيطَ بِثَمَرِهِ): سرانجام، عذاب و آفت آسمانى بر باغ فرود آمد و درختان را همگى در برگرفت و نخلها و تاكها را نابود كرد. در خبر است كه: خداوند آتشى فرستاد و درختها را سوزانيد و آبها را بر زمين فرو برد.
(فَأَصْبَحَ يُقَلِّبُ كَفَّيْهِ عَلى ما أَنْفَقَ فِيها): اين كافر خيرهسر، دستها را، بر هم مىزد و بر سرمايهاى كه در راه پرورش درختان، خرج كرده بود، تأسف و حسرت ميخورد.
ابن عباس مىگويد: يعنى دست بر پشت دست مىزد. اين كار را معمولا در موقع ندامت، انجام مىدهند. بنا بر اين علامت پشيمانى است.
(وَ هِيَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها): در حالى كه سقفهايى كه براى درختهاى انگور درست كرده بودند، بر زمين سقوط كرده و پايهها بر سقفها افتاده بود. معمولا ابتدا سقف فرو مىريزد، سپس ديوار سقف مىافتد.
برخى گويند: عروش، بناهاست. يعنى ديوار خانههايى كه با درختهاى انگور ساخته بودند، باقى مانده بود اما خود درختها از بين رفته بودند و ديوار خالى خيرى نداشت.
(وَ يَقُولُ يا لَيْتَنِي لَمْ أُشْرِكْ بِرَبِّي أَحَداً): بعد از آنكه ثروت را از دست داد، از كفر و بىباكى خود پشيمان شد، اما اين پشيمانى سودى نداشت، زيرا از روى توجه