ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٦٨ - مقصود
به اهميت لزوم ايمان پيدا نشده بود، بلكه بخاطر از دست رفتن مال بود. مسلم است كه اگر از كفر پشيمان شده بود و واقعاً ايمان مىآورد، برايش سودمند بود.
برخى گفتهاند: او واقعاً نادم شد و بخداوند يكتا ايمان آورد.
(وَ لَمْ تَكُنْ لَهُ فِئَةٌ يَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ): اين كافر، كسى نداشت كه در اين هنگامه خطير، او را يارى كرده، عذاب خدا را از او دور كنند.
برخى گفتهاند: «فئه» يعنى لشكر. عجاج گويد: «كما يجوز الفئة الكمى» يعنى: چنان كه لشكر شجاع، عبور مىكند.
(وَ ما كانَ مُنْتَصِراً): قتاده گويد: يعنى اين عذاب از او منع نمىشد.
برخى گويند: يعنى عوض آنچه از دستش رفته بود، باو رد نميشد.
ابن عباس گويد: اين دو مرد همانها هستند كه در سوره صافات از آنها ياد كرده، ميفرمايد:( إِنِّي كانَ لِي قَرِينٌ. يَقُولُ أَ إِنَّكَ لَمِنَ الْمُصَدِّقِينَ ... فَاطَّلَعَ فَرَآهُ فِي سَواءِ الْجَحِيمِ) (آيه ٥١ به بعد: مرا همدمى بود كه ميگفت چگونه تو باور ميكنى؟
آيا وقتى كه مرديم و خاك و استخوان شديم، ما را جزا مىدهند؟! آيا شما از جهنم اطلاع داريد؟ و اطلاع يابد و او را در ميان جهنم ببيند.) هشام بن سالم و ابان بن عثمان از امام صادق (ع) روايت كردهاند كه فرمود:
- تعجب دارم از كسى كه مىترسد و بقول خداوند:( حَسْبُنَا اللَّهُ)( وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ) (آل عمران ١٧٣: خدا ما را بس است و نيكو وكيلى است) توجه ندارد! شنيدم كه خداوند بدنبال آن ميفرمايد:( فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ) (آل عمران ١٧٤: آنها با نعمت خدا و فزونى بازگشتند و بدى بآنها نرسيد) و تعجب دارم از كسى كه محزون است و توجه ندارد به سخن خداوند كه مىفرمايد:
(لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ)! (انبياء ٨٧: جز تو خدايى نيست. منزهى تو. من از ستمكاران بودم) شنيدم كه بدنبال اين جمله مىفرمايد:
(فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ) (دعايش را مستجاب كرديم و او را از غم نجات بخشيديم و مؤمنان را اينطور نجات ميدهيم) و تعجب دارم