ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٠٦ - مقصود
(إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ): موصول در محل رفع و بدل است از واو «يملكون» و ممكن است در محل نصب و استثناى منقطع باشد.
تنشق: عطف بر «يتفطرن» البته اين فعل به تأويل مصدر، محلا منصوب است.
(أَنْ دَعَوْا): مفعول له.
مقصود:
(أَ لَمْ تَرَ أَنَّا أَرْسَلْنَا الشَّياطِينَ عَلَى الْكافِرِينَ تَؤُزُّهُمْ أَزًّا): اين خطاب به پيامبر گرامى اسلام است. يعنى: آيا نديدى كه ما ايشان را به شيطانها واگذارديم، تا آنها را وسوسه كنند و بگمراهى فرا خوانند و هيچ حايلى ميان ايشان و شيطانها قرار نداديم؟ شيطانها آنها را از راه طاعت براه معصيت مىكشانند. سعيد بن جبير گويد:
آنها را براه معصيت دعوت مىكنند و آنها هم اطاعتشان مىكنند. اينكه مىگويد:
شيطانها را ارسال مىداريم، تعبير مجازى است.
(فَلا تَعْجَلْ عَلَيْهِمْ إِنَّما نَعُدُّ لَهُمْ عَدًّا): تو اى محمد، خاطرت آسوده باشد و براى نازل شدن عذاب بر ايشان عجله نداشته باش، زيرا مدت باقى ماندن آنها در اين جهان كوتاه است. ما روزها و سالهاى زندگى ايشان را مىشماريم و آنها را مهلت نمىدهيم.
ابن عباس گويد: يعنى ما نفسهاى آنها را مىشماريم. اين نفسها تا روز مرگ ايشان، حساب شده و معين است. برخى گويند: يعنى اعمال آنها را مىشماريم.
(يَوْمَ نَحْشُرُ الْمُتَّقِينَ إِلَى الرَّحْمنِ وَفْداً): اى محمد، آن روز را بياد آنها بياور كه متقين را جمع مىكنيم و آنها را دسته دسته به بهشت خويش مىبريم. برخى گويند: آنها سوار بر شترانى كه مثل آنها ديده نشده است، هستند و تا در بهشت پيش مىروند. محمل اين شتران طلا و مهار آنها زبرجد است. اين قول از على ٧ و ابن عباس است.
(وَ نَسُوقُ الْمُجْرِمِينَ إِلى جَهَنَّمَ وِرْداً): و مردم مجرم را مثل شتران تشنه كه بسوى آب رانده مىشوند، به جهنم مىرانيم. اين معنى از ابن عباس و حسن و قتاده