ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٢٨ - مقصود
پنجاه ذراع بود.
(قالَ هذا رَحْمَةٌ مِنْ رَبِّي): ذو القرنين گفت: اين سد، نعمتى است كه خداوند براى دفع شر يأجوج و مأجوج به بندگان خود عطا كرده است.
(فَإِذا جاءَ وَعْدُ رَبِّي جَعَلَهُ دَكَّاءَ): هر وقت نشانههاى قيامت ظهور كرد و هنگام خارج شدن ايشان فرا رسيد، خداوند اين سد را با زمين يكسان مىسازد و اين بعد از آنى است كه عيسى دجال را بكشد.[١]( وَ كانَ وَعْدُ رَبِّي حَقًّا): وعده خداوند حق است و خداوند خلف وعده نمىكند.
[١] ظاهراً تفسير آيه بظهور نشانههاى قيامت و كشته شدن دجال و ... چندان كامل و صحيح نباشد، زيرا با توجه به اينكه امروز تمام مردم جهان با هم در ارتباط هستند و هر كجا سدى و اثرى از قديم بوده، كشف شده و مورد تحقيق قرار گرفته است، معلوم است كه قومى بنام يأجوج و مأجوج نشناخته و در پشت ديوار پولادين ذو القرنين باقى نمانده است. بخصوص كه برخى از محققين يأجوج و مأجوج را همان قوم مغول دانسته و جاى سد ذو القرنين را در شمال ايران و آذربايجان تعيين كردهاند. بنا بر اين مقصود ذو القرنين اين است كه هر گاه وعده خداوند فرا برسد، اين سد از بين مىرود و باز هم قوم يأجوج و مأجوج از اينجا مىگذرند.