ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٠٢ - قرائت
ترجمه:
آنها به بندهاى از بندگان ما رسيدند كه رحمتمان را بر او نازل كرده و از جانب خود به او دانش داده بوديم. موسى به او گفت: آيا ترا تبعيت كنم تا از آنچه آموختهاى، بمنظور رشد و هدايت بمن بياموزى؟ گفت: تو هرگز نمىتوانى همراه من باشى و صبر كنى! چگونه مىتوانى در برابر كارى كه از رمز آن خبر ندارى، صبر كنى؟ گفت: بخواست خدا مرا شكيبا مىيابى و از فرمان تو سرپيچى نخواهم كرد. گفت: اگر مرا تبعيت كنى، در باره هيچ چيز از من سؤال نكن، تا خودم براى تو توضيح دهم. هر دو براه افتادند، تا اينكه سوار كشتى شدند و خضر كشتى را سوراخ كرد! گفت:
آيا كشتى را سوراخ كردى كه سرنشينانش را غرق كنى؟! كارى زشت مرتكب شدى! گفت: نگفتم كه ترا يارى صبر با من نيست؟! گفت: مرا در برابر آنچه فراموش كردم، مؤاخذه مكن و بر من سخت مگير. هر دو براه افتادند تا اينكه به پسرى برخوردند و خضر او را كشت. موسى گفت: آيا بيگناهى را كه قتلى مرتكب نشده بود، بقتل رسانيدى؟! كارى ناپسند انجام دادى! گفت: نگفتم كه ترا ياراى صبر با من نيست!؟
قرائت:
رشد: ابو عمرو و يعقوب بدو فتحه و ديگران بضم راء و سكون شين خواندهاند.
ابو على گويد: هر دو بيك معنى هستند.
فلا تسألنى: در قرائت اهل مدينه و شام به تشديد نون و در قرائت ديگران به سكون نون آمده است. در قرائت اول نون تأكيد ثقيله آورده شده است.
ليغرق اهلها: كوفيان- بجز عاصم- بفتح ياء و راء و رفع «اهلها» و ديگران طبق متن قرائت كردهاند. لكن قرائت متن را بهتر دانستهاند، زيرا اسناد فعل به مخاطب است.
زكية: كوفيان و شاميان و سهل، بهمين صورت و ديگران «زاكية» خواندهاند.
نكر: اهل مدينه- بجز اسماعيل- و ابو بكر و يعقوب و سهل و ابن ذكوان