ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٠٠ - مقصود
- آيا نگفتم: ترا طاقت آن نيست كه با من باشى.
موسى گفت:
- اين كار، بدتر از كار اولى است. اما اگر باز هم در باره كارها بتو اعتراض كردم، ديگر با من رفاقت مكن.
تا اينكه بديوارى رسيدند كه منحرف شده بود، خضر و موسى، ديوار را راست كردند. موسى كه حوصلهاش سر رفته بود، گفت:
- اين مردم از ما پذيرايى نكردند و غذايى بما ندادند، ميخواستى- لا اقل- مزد اين زحمت را از آنها بگيرى.
خضر گفت:
- اكنون. وقت جدايى من و تو فرا رسيده است.
پيامبر اسلام فرمود:
- كاش موسى صبر كرده بود تا خداوند سرگذشت آنها را براى ما تا آخر بيان ميكرد.
سعيد بن جبير مىگويد:
- ابن عباس آيات مربوط به اين داستان را اينطور قرائت ميكرد:
- و كان امامهم ملك يأخذ كل سفينة صالحة غصبا ... و اما الغلام فكان كافرا و كان ابواه مؤمنين.
اصحاب ما نيز روايت كردهاند كه امام صادق (ع) قرائت ميكرد:
كل سفينة صالحة غصبا
همين مطلب از امام باقر (ع) روايت شده است. حضرت باقر (ع) مىفرمود:
قرائت على (ع) همين است.