ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٣٨ - مقصود
كه با خدا به پرستش جماداتى مىپردازند كه چيزى خلق نمىكند و كارى كه سزاوار عبادت باشد انجام نمىدهد و در عين حال مخلوق هم هستند. كلمه «ما» به معناى چيزهاى غير عاقل است و از اينجا بر مىآيد كه آنچه آنها شريك خدا قرار مىدادند بتها بودند نه شيطان. علت اينكه با جمله(وَ هُمْ يُخْلَقُونَ) ضمير ذوى العقول به آنها بر مىگرداند، اين است كه مىخواهد بگويد: بتها و بت پرستان هر دو مخلوق خداوند متعال هستند. ممكن است از اين لحاظ باشد كه بتها مورد تعظيم آنها بودند و بعنوان موجوداتى قادر و عاقل پرستيده مىشدند، از اينرو ضمير ذوى العقول به غير ذوى العقول برگشته است. چنان كه مىفرمايد:(وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي ساجِدِينَ) (يوسف- ٤: ستارگان و ماه و خورشيد را ديدم كه براى من سجده مىكنند.)( وَ لا يَسْتَطِيعُونَ لَهُمْ نَصْراً وَ لا أَنْفُسَهُمْ يَنْصُرُونَ): چيزهايى را شريك خدا قرار مىدهند و پرستش مىكنند كه نه از عهده يارى و حمايت آنها بر مىآيند و نه از عهده حمايت و يارى خودشان. چنين موجودى در نهايت عجز و زبونى است و كارى از دستش ساخته نيست و نمىتواند معبود باشد.
(وَ إِنْ تَدْعُوهُمْ إِلَى الْهُدى لا يَتَّبِعُوكُمْ): ابو على جبائى گويد: يعنى اگر بتها را بهدايت دعوت كنيد، قبول هدايت نمىكنند. يعنى بقدرى ضعيفند كه نه از عهده هدايت كسى بر مىآيند و نه خودشان مىتوانند هدايت پذير باشند.
حسن گويد: يعنى اگر مشركين را كه بر كفر اصرار دارند، بدين حق بخوانى ايمان نمىآورند. چنان كه مىفرمايد:(سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ) (بقره- ٦: مساوى است كه آنها را بترسانى يا نترسانى آنها ايمان نمىآورند).
(سَواءٌ عَلَيْكُمْ أَ دَعَوْتُمُوهُمْ أَمْ أَنْتُمْ صامِتُونَ): تفاوتى ندارد كه آنها را بخوانيد يا نخوانيد. علت اينكه بجاى «صامتون» فعل بكار نمىبرد، اين است كه هم شامل ماضى شود و هم شامل حال. در اينجا تقابل ميان دو جمله، دلالت بر ماضى و صورت «صامتون» دلالت بر حال دارد
.