ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٩٧ - شأن نزول
بيان آيه ٢٧- ٢٨
لغت:
خيانة: منع حقى كه اداى آن واجب است. ضد امانت.
اعراب:
تخونوا: مجزوم به تقدير «لا» برخى گفتهاند: منصوب و نصب آن بنا بر معناى ظرف است. مثل:
|
لا تنه عن خلق و تأتى مثله |
عار عليك اذا فعلت عظيم |
|
يعنى: نهى نكن از خويى را كه در آن حال خودت آن را انجام مىدهى كه اين كار براى تو ننگ و ناپسند است.
شأن نزول:
گويند: ابو سفيان از مكه خارج شد. جبرئيل نازل شد و عرض كرد: ابو سفيان در فلان جاست. بسوى او حركت كنيد و قضيه را مكتوم بداريد. يكى از منافقين، قضيه را براى ابو سفيان نوشت و او را مطلع ساخت. باين مناسبت بود كه آيه فوق نازل شد.
سدى گويد: چيزى را كه از پيامبر مىشنيدند، فاش مىكردند و بگوش مشركين مىرسيد.
كلبى و زهرى گويند: در باره ابو لبابه نازل شده است. جريان اين بود كه پيامبر يهود قريظه را محاصره كرد و اين محاصره ٢١ شب بطول انجاميد. سر انجام از پيامبر تقاضاى صلح كردند و خواستند كه آنها را نيز مانند بنى النضير آزاد كند تا بشام بروند. پيامبر اسلام نپذيرفت و شرط كرد كه بحكم سعد بن معاذ گردن نهند.
گفتند: ابو لبابه را- كه خانواده و اموالش نزد ايشان بود- پيش ما بفرست تا از او