ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٠ - ٥ - مقدمه بقلم استاد بزرگ شيخ محمود شلتوت
خود قرار مىگيرد، مع الوصف مىبينيم هرگز در هماهنگى با عواطف خود و حمله بمخالفين مذهب خود راه افراط را نمىپيمايد. حق اين است كه عالم، با كمال انصاف و بصيرت بگويد: «مذهب من صواب است و احتمال دارد كه خطا باشد و مذهب ديگران خطاست و احتمال دارد كه صواب باشد» وانگهى ما مىبينيم كه امام طبرسى در پارهاى از مواضع، رواياتى را كه مورد تاييد مذهبش هستند، نقل مىكند، آن گاه نظر ديگرى را ترجيح مىدهد يا مىپسندد.
«مثلا در تفسير «اهدنا الصراط المستقيم» مىگويد:
در معناى صراط مستقيم، وجوهى گفته شده است:
١- منظور كتاب خداست. اين وجه از پيامبر ٦ و از على (ع) و ابن مسعود روايت شده است.
٢- منظور اسلام است. اين وجه، از جابر و ابن عباس روايت شده است.
٣- منظور دين خداست كه غير از آن از بندگان پذيرفته نمىشود. اين وجه از محمد بن حنيفه است.
٤- منظور پيامبر و ائمه است. چنان كه در اخبار ما روايت شده است.
بهتر اين است كه آيه را حمل بر عموم كنيم. تا همه اين معانى در آن داخل باشد، زيرا صراط مستقيم، همان دينى است كه مشتمل بر توحيد و عدل و ولايت كسانى كه اطاعتشان واجب است، ميباشد و خداوند سفارش آن را كرده است.» بديهى است كه روايت اخير با مذهب شيعه، تناسب بيشترى دارد و در اخبار شيعه هم همين طور وارد شده است. لكن مؤلف، نه آن را در اول ذكر مىكند و نه آن را ترجيح مىدهد، بلكه در رديف روايات ديگر قرار مىدهد. آن گاه آيه را حمل بر عموم مىكند. چقدر جالب است وقتى كه مىگويد: «ولايت كسانى كه اطاعت شان واجب است!» اين عبارت، هم مورد قبول سنى است و هم مورد قبول شيعه.
هر دو قبول دارند كه كسانى هستند كه اطاعتشان واجب است و در رأس آنها پيامبر و اولو الامر مىباشند. جالب بودن اين جمله، از اين لحاظ است كه در مسأله ولايت