ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٣ - ٤ - گفتارى از دار التقريب بقلم استاد بزرگوار محمد تقى قمى
عربى زبان قرآن بود و قرآن در زندگى مردم مسلمان حد اكثر اهميت را داشت. اگر اين كتاب بزبان ديگرى هم بود، اينان عمر خود را در راه آن بيدريغ صرف مىكردند.
نتيجه اين شد كه زبان عربى، زبان علم و علما گرديد. همانطورى كه زبان لاتينى قرنها براى اروپائيان همين حالت را داشت. بلكه كلمه عربيت با كلمه اسلام مرادف شد. هنوز هم خاور شناسان در تعبيرات خود عربيت را در همين معنى استعمال مىكنند.
اين علوم، از راه توجه مسلمين به الفاظ قرآن پيدا شدند. بهمين ترتيب از راه توجه مسلمين، بمعانى و مطالب قرآن، درهاى ديگرى از علوم بروى آنها گشوده شد و مسلمانان طى چند قرن، بعنوان رهبران فكرى و صاحبان معارف و علوم، شناخته شدند.
مباحث روانى قرآن، منشأ و سر چشمه بسيارى از معارف كلامى و سير و سلوك هاى روحى است.
دستوراتى كه در باره تفكر در مخلوقات خدا دارد، انسان را وادار مىكند كه در باره زمين و آسمان و موجودات آنها و در باره قدرت خداوند بتفكر پردازد.
دستوراتى كه در باره قبله و وقت نماز و هلال ماه دارد، انسان را بسوى فرا گرفتن حساب و هيأت و جغرافيا سوق مىدهد.
داستانهايى كه در قرآن در باره گذشتگان و پيامبران آمده، مسلمانان را تشويق كرد كه بفرا گرفتن تاريخ پردازند.
توجهى كه در قرآن به تورات و انجيل و ديگر كتب آسمانى شده است.
مسلمين را وادار كرد كه زبانهاى بيگانه را بياموزند و در باره اين كتب، به تحقيق پردازند.
اساس تمام معارف كلامى و معارف فكرى معتزله و اشاعره و ديگران، فهمى است كه آنها از قرآن داشتهاند، بر اثر اينكه تفكرات و انديشهها به پيشرفتهاى شايان توجهى نائل آمده بودند، اختلافات نيز بمراحل سخت و حساسى رسيدند.