ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٣٤ - مقصود
بيان آيه ٤٨
مقصود:
(وَ إِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ): اين جمله عطف بر سابق است. يعنى هنگامى مشركين بمنظور سبكسرى و خودنمايى و منع از دين خدا، از مكه خارج شدند، كه شيطان كردارشان را در نظرشان زينت داده و راه آنها را به سوى بدر هموار كرد.
(وَ قالَ لا غالِبَ لَكُمُ الْيَوْمَ مِنَ النَّاسِ وَ إِنِّي جارٌ لَكُمْ): و به آنها گفت: امروز جمعيت شما بسيار است و من پشتيبان شما هستم و هيچكس بر شما غالب نمىشود.
برخى گفتهاند: يعنى من با شما عهد مىكنم كه پيروزى از شماست.
(فَلَمَّا تَراءَتِ الْفِئَتانِ نَكَصَ عَلى عَقِبَيْهِ وَ قالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكُمْ إِنِّي أَرى ما لا تَرَوْنَ): هنگامى كه دو سپاه در برابر هم قرار گرفتند، پا بفرار گذاشت و گفت:
من از شما بيزارم و از آنچه به شما وعده كردم، منصرف شدم، زيرا مشاهده مىكنم كه فرشتگان بيارى مسلمين شتافتهاند و شما آنها را نمىبينيد. شيطان و ملائكه يكديگر را مىديدند و مىشناختند.
(إِنِّي أَخافُ اللَّهَ): من مىترسم كه بدست فرشتگان گرفتار عذاب خدا بشوم.
(وَ اللَّهُ شَدِيدُ الْعِقابِ): كيفر خدا دشوار است و نمىتوان تحمل كرد. برخى گويند: يعنى مىترسم مهلت من به آخر رسيده باشد، زيرا ملائكه جز هنگام قيامت و دادن كيفر نازل نمىشوند. قتاده گويد: اين دشمن خدا دروغ مىگفت و نمىترسيد.
بلكه مىدانست كه كارى از دستش ساخته نيست. عادت وى همين است. همين كه پيروان خود را تحريك كرد و حق و باطل را در مقابل هم قرار داد، آنها را رها مىكند و از آنها بيزارى مىجويد، بنا بر اين منظور شيطان اين است كه: من چيزهايى