ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٣٥ - مقصود
ميدانم كه شما نمىدانيد و مىترسم كه خداوند مرا هم هلاك كند.
در باره كيفيت ظهور شيطان اختلاف است. برخى گويند: هنگامى كه قريش مىخواست حركت كند، متذكر شد كه ميان ايشان و بنى بكر بن عبد مناف بن كنانه، جنگ است و مىخواست از حركت منصرف شود. شيطان با لشكريان خود بصورت سراقة بن مالك بن جشعم كنانى مدلجى كه از اشراف كنانه بود، نزد آنها آمد و گفت:
امروز هيچكس بر شما پيروز نمىشود. من شما را از كنانه حفظ مىكنم و شما در پناه من هستيد. چنان كه شاعر گويد:
|
يا ظالمى انى تروم ظلامتى |
و اللَّه من كل الحوادث جارى |
|
يعنى اى كسى كه بمن ظلم مىكنى، چرا قصد ظلم من دارى؟ خداوند در همه حوادث، پناه من است.
همين كه شيطان مشاهده كرد كه فرشتگان از آسمان نازل مىشوند و دانست كه تاب مقاومت ندارد، عقب نشينى كرد.
برخى گويند: شيطان در صف مشركين، دست حارث بن هشام را گرفته بود و عقب نشينى كرد. حارث گفت: سراقه، كجا مىروى؟ گفت: من چيزهايى مىنگرم كه شما نمىنگريد! حارث گفت: چيزى جز واماندههاى يثرب نمىنگرم. در اين هنگام محكم به سينه حارث زد و فرار كرد و سپاهيان شكست خوردند. هنگامى كه بمكه بازگشتند، گفتند: سراقه مردم را شكست داد. اين خبر بگوش سراقه رسيد.
گفت: من از حركت شما مطلع نبودم، تا چه رسد به اينكه از شكست شما مطلع باشم؟! گفتند:
تو در فلان روز نزد ما آمدى، او قسم خورد كه نيامده است، وقتى كه مسلمان شدند. فهميدند كه شيطان بوده است. اين قول از كلبى و مروى از امامان پنجم و ششم (ع) است.
برخى گويند: شيطان نمىتواند بصورت انسان در آيد. اين كار را خداوند انجام داد تا مشركين تحريك شوند و ترس از كنانه را كنار گذارند و رهسپار بدر شوند