ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٦٢ - داستان
هنوز به شما اعلام نكرده است، شما را عذاب نمىكند.
٣- جبائى گويد: يعنى اگر قرآن نازل نشده بود و شما ايمان نياورده و بواسطه ايمان سزاوار آمرزش نشده بوديد، به شما عذاب مىرسيد. وى گويد: مقصود گناهان صغيره است.
٤- مقصود از كتابى كه سبقت گرفته است، آيه(وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ) (آيه ٣٣) است.
يعنى: اگر خداوند در قرآن يا در لوح محفوظ مقرر نداشته بود كه با بودن پيامبر در ميان شما، شما را عذاب نكند، شما را عذاب مىكرد.
(فَكُلُوا مِمَّا غَنِمْتُمْ حَلالًا طَيِّباً): در اينجا خداوند، غنيمتى را كه مؤمنين از اموال مشركين بكف مىآورند، بر آنها حلال شمرده است.
(وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ): از معصيت خدا بپرهيزيد كه خدا آمرزگار و رحيم است.
داستان:
در جنگ بدر، هفتاد نفر از مشركين بقتل رسيدند و بيست و هفت نفر آنها را على (ع) كشت. اسيران نيز هفتاد تن بودند، اما از اصحاب پيامبر كسى اسير نشد، تنها نه نفر مسلمان كشته شدند و يكى از آنها سعد بن خثيمه، از نقباى طائفه اوس بود. اصحاب پيامبر اسيران را به بند كشيدند و آنها را بطرف شهر سوق دادند.
از محمد بن اسحاق نقل شده است كه: در جنگ بدر يازده نفر مسلمان- چهار نفر از قريش و هفت نفر از انصار- بقتل رسيدند. برخى گفتهاند: از مسلمانان هشت نفر و از مشركين بيش از چهل نفر به قتل رسيدند.
ابن عباس گويد: شبى كه اسيران بدر، در ريسمان بودند، پيامبر خوابش نمىبرد.
گفتند: چرا خواب نمىرويد؟ فرمود: ناله عمويم عباس را در بند مىشنوم. رفتند عباس را آزاد كردند و ساكت شد. پيامبر بخواب رفت.
عبيده سلمانى از پيامبر خدا نقل كرده است كه فرمود: اگر مىخواهيد اسيران را