ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٦٠ - مقصود
بيان آيه ٦٨- ٦٩
قرائت:
ابو جعفر «ان تكون له اسارى» و كوفيان[١] «ان تكون له اسرى» و ديگران «ان يكون له اسرى» خواندهاند. قرائت تاء براى خاطر اين است كه لفظ جمع مؤنث و قرائت ياء براى خاطر اين است كه افراد مذكر هستند و ميان فعل و فاعل فاصله شده است. كلمه «اسرى» جمع «اسير» و بهتر است از «اسارى» ازهرى گويد «اسارى» جمع «اسرى» است.
لغت:
اسر: اسير كردن و بستن. اسير را با پوست مىبستند.
اثخان: سختگيرى كردن از راه كشتن بسيار و كسب قدرت.
عرض: مال دنيا.
اعراب:
فكلوا: اين فاء براى جزاء است. يعنى غذا را بر شما حلال كردم، پس بخوريد ...
(حَلالًا طَيِّباً): منصوبست بنا بر حال
مقصود:
(ما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ): خداوند بهيچ پيامبرى اجازه نداده است كه افراد دشمن را به اسيرى بگيرد و آنها را گروگان قرار دهد و از آنها پولى دريافت كند يا بر آنها منت گذارد و آزادشان كند، تا اينكه در قتل مشركين مبالغه كند و آنها را نابود سازد و اسباب عبرت ديگران را فراهم گرداند و
[١]- غير از عاصم كه بياء قرائت نموده، مسترحمى