ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٠٤ - مقصود
مقصود:
(وَ إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا): بياد آور، هنگامى كه مشركين براى شكست دادن و هلاك توبه تدبير و مشاوره پرداختند. عتبه و شيبه، پسران ربيعه و نضر بن حارث و ابو جهل بن هشام و ابو البخترى بن هشام و زمعة بن اسود و حكيم بن حزام و امية بن خلف و ...
در اين شورى شركت داشتند.
(لِيُثْبِتُوكَ): ابن عباس و حسن و مجاهد و قتاده گويند: يعنى مىخواستند ترا به بند بكشند. عطا و سدى گويند: يعنى مىخواستند ترا زندانى كنند. ابان بن تغلب و جبائى و ابو حاتم گويند: يعنى مىخواستند ترا مجروح كنند، شاعر گويد:
|
فقلت ويحك ما ذا فى صحيفتكم |
قالوا الخليفة امسى مثبتاً وجعاً |
|
يعنى: گفتم: واى بر تو! چيست در صحيفه شما؟! گفتند: خليفه كه بجراحتى سخت گرفتار شده است!( أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ): يا اينكه ترا بقتل برسانند يا از مكه بجايى ديگر بفرستند. برخى گويند يعنى: ترا بر شترى سوار و او را رها كنند تا بهر جا مىخواهد ترا ببرد.
(وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُ اللَّهُ): آنها در باره تو تدبير مىكنند و خدا در باره آنها تدبير مىكند. اين معنى از ابو مسلم است. جبائى گويد: يعنى در باره تو طورى كه متوجه نباشى، نيرنگ مىكنند و خداوند، بطورى كه آنها ندانند، آنها را گرفتار عذاب مىكند. برخى گويند: يعنى آنها مكر مىكنند و خداوند كيفر مكر آنها را مىدهد. چنان كه مىفرمايد:
(جَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُها) (شورى ٤٠: كيفر هر بدى، مثل خود آن بد است)( وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرِينَ): خداوند بهترين مكر كنندگان است، زيرا جز آنچه حق و صواب است نمىانديشد و آن اين است كه: عذاب را بر كسانى كه سزاوار آن هستند، نازل مىكند. مردم گاهى در باره ظلم و فساد، مكر مىكنند و گاهى در باره عدل. اما فايده اين قسم مكر آنها نيز به اندازه مكر خداوند به مردم مؤمن فايده نمىرساند. از اين جهت خداوند.(خَيْرُ الْماكِرِينَ) است.