ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٦٦ - داستان جنگ بدر
به امر خداست، با تو جدال مىكنند.
(كَأَنَّما يُساقُونَ إِلَى الْمَوْتِ وَ هُمْ يَنْظُرُونَ): اينها كه با تو جدال مىكنند و مىخواهند شانه را از زير جنگ خالى كنند، گويا بسوى مرگ رانده مىشوند و آن را در برابر خود آشكارا مىنگرند.
(وَ إِذْ يَعِدُكُمُ اللَّهُ إِحْدَى الطَّائِفَتَيْنِ أَنَّها لَكُمْ): خدا را ياد و شكر كنيد كه به شما وعده مىدهد كه كاروان يا سپاه دشمن، از آن شما خواهد بود.
(وَ تَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ): شما دوست مىداريد كه كاروان كه متعلق به ابو سفيان است و تصاحب آن براى شما مشقتى ندارد، از شما باشد، نه سپاه.
حسن گويد: پيامبر، سپاه را مىخواست و مسلمين كاروان را. كلمه «شوكة» كنايه از جنگ است، زيرا در جنگ سختى و مشقت است. اين قول از قطرب است. برخى گويند:(ذاتِ الشَّوْكَةِ) يعنى صاحب سلاح.
(وَ يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِماتِهِ وَ يَقْطَعَ دابِرَ الْكافِرِينَ): خداوند بمصالح، داناتر است. او مىخواهد به لطف خود حق را ظاهر كند و اسلام را عزت بخشد و قريش را بدست شما هلاك كند. اينها را در ضمن كلمات و وعدههاى خود بيان كرده است چنان كه مىفرمايد:(لَقَدْ سَبَقَتْ كَلِمَتُنا لِعِبادِنَا الْمُرْسَلِينَ إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنْصُورُونَ وَ إِنَّ جُنْدَنا لَهُمُ الْغالِبُونَ) (صافات، ١٧١ تا ١٧٣: بندگان مرسل خود را وعده كردهايم كه آنها از نصرت ما برخوردارند دارند و لشكر ما غالب است).
(لِيُحِقَّ الْحَقَّ وَ يُبْطِلَ الْباطِلَ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ): اينها را خداوند به اين منظور انجام مىدهد كه اسلام را ظاهر كند و اهل كفر را هلاك سازد.
گر چه اينها براى مردم كافر خوشايند نيست. بلخى از حسن نقل كرده است كه: آيه(وَ إِذْ يَعِدُكُمُ ...) بعد از(كَما أَخْرَجَكَ ...) نازل شده است.
داستان جنگ بدر
ابو سفيان با كاروانى از قريش كه مشك حمل كرده بود و چهل سوار، آن را همراهى مىكرد، از شام، رهسپار مكه شد. پيامبر به اصحاب دستور داد كه بر سر راه