فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٦ - درسنامه فقه،كتاب زكات آيت اللّه سيد محمود هاشمى شاهرودى
ابتداى شريعت اسلام در قرآن و روايات و سيره پيامبر و ائمه بر آن تأكيد شده و تقريباً همواره مقرون با وجوب صلاة ذكر شده و از اين رو وجوب آن مانند وجوب نماز از ضروريات دين است. البته همه تفصيلها و شرايط و اقسام آن ضرورى نيست، اگر چه برخى از آنها هم شايد ضرورى باشد.
اما اينكه منكر ضرورى، كافر باشد كه ايشان متعرض شده، جاى بحث تفصيلى آن اينجا نيست، بلكه در كتاب الطهارة است. در آنجا مرحوم سيد به مناسبت بحث از نجاست كافر، وارد مصاديق كافر مىشوند كه شامل كتابى و غير كتابى مىشود تا مىرسد به منكر ضرورى و غلاة و نواصب و امثال آنها. لذا ورود مجدّد در اين بحث، تكرار است. پس با صرف نظر از آن. فقط اجمالاً اشاره مىكنيم كه اقوال در مسئله «كفر منكر ضرورى» را مىتوان به چهار قول برگشت داد:
قول اول: كه اوسع اقوال است: انكار ضرورى حتى بدون علم به اينكه ضرورى است، موجب كفر است.
قول دوم: منكر ضرورى در صورت علم به ضرورى بودن، كافر است، ولى اصل آن است كه همه به ضروريات دين علم دارند، پس احراز ديگرى لازم نيست.
قول سوم: همان قول قبل است ولى مشروط به احراز اينكه منكر، عالم به ضروريت باشد.
قول چهارم: اين قول از مرحوم شهيد صدر است. از سخنان ايشان استفاده مىشود كه دو نوع اسلام و كفر داريم: اسلام و كفر واقعى و اسلام و كفر عنوانى. كسى كه خودش را منتسب به دينى مثل دين اسلام مىداند و آن را به عنوان دين براى خودش قبول دارد، گرچه ممكن است در اعتقاهايش عقايد كفرآميزى هم باشد، ولى چون خودش را متدين به آن دين مىداند و انتساب به آن را قبول دارد، متدين به آن دين محسوب مىشود. به عبارت ديگر تا عنوان دين اسلام را از خود نفى نكند محكوم به اسلام است. در باب كافر نيز چنين است، مشرك و كافر