فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٩٥
بر كيدرى معروف (صاحب اصباح)، صحيح نيست.
١. عنوان «قطب الدين قزوينى» در هيچ كتاب فقهى نيامده و حكمى از او نقل نشده است؛ در حالى كه فقها؛ اعم از قدما و متأخران در موارد متعددى از «قطب الدين كيدرى» نقل قول كردهاند. (١٨)
٢. روش منتجب الدين در فهرست خود، بيان شرح حال عالمان صاحب اثر بوده است. با توجه به اقامت او در قزوين و ارتباط با عالمان آن ديار، اگر قزوينى همان كيدرى معروف بود، قطعاً به آثار متعدد وى، به ويژه شرح نهج البلاغهاش ـ كه سومين شرح كامل نهج البلاغه به شمار مىرود (١٩)اشاره مىكرد.
لفظ «كيدرى» را «كندرى» و «كيذرى» نيز ضبط كردهاند. به نظر مىرسد ضبط «كندرى» ناشى از اشتباهى است كه بر اثر مشابهت با كيدرى رخ داده است؛ چون اوّلاً، استاد مؤلف، عبداللّه بن حمزه در اجازهاى كه به وى داده، او را به بيهق منتسب كرده است و كيدر از توابع بيهق به شمار مىرود و بين بيهق و قزوين فاصله به مقدارى است كه نمىتوان توابع يكى را به ديگرى نسبت داد. دو محلى كه در معاجم به نام «كندر» ثبت شده ؛ يكى در ماوراء النهر و ديگرى در نيشابور است. احتمال مىرود كندرى كه از توابع نيشابور شمرده شده ـ و معروفترين جايى است كه به اين نام خوانده شده (٢٠)همان كيدر بيهق باشد و شايد از باب نسبت دادن توابع شهرهاى كوچك به شهرهاى بزرگتر مجاورشان باشد، چنان كه
(١٨) به عنوان نمونه ر.ك: ايضاح الفوائد، ج١، ص٢١٥؛ ج٣، ص٧٨ و ٤٠٨ و ج٤، ص٢٨٢؛ المهذّب البارع، ج٣، ص٣٩٨ و ج٤، ص١٦؛ جامع المقاصد، ج١٣، ص٢٤٦، ٢٩٧ و ٣٦٥؛ مجمع الفائدة و البرهان، ج١١، ص٣٠٠؛ ذخيرة المعاد في شرح الارشاد، ج١، قسمت ٣، ص٤٧٠؛ الحدائق الناضرة في احكام العترة الطاهرة، ج١٢، ص٣٥٤.
(١٩) خاتمة المستدرك، ج٣، ص٨٠ و ٢٠٥؛ الذريعه، ج١٤، ص١٣١؛ اعيان الشيعه، ج٨، ص٤٤٥.
(٢٠) الفوائد الرجاليه، ج٣، ص٢٤٦.