فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٣٣ - نقش وحيد بهبهانى در نوسازى علم اصول آيت اللّه محمد مهدى آصفى
اصوليان نظر ديگرى در مورد روايات كتابهاى چهارگانه دارند. آنان حديث را به چهار قسم صحيح، حسن، موثق و ضعيف تقسيم مىكنند و به دو يا سه قسم نخست عمل كرده و قسم چهارم را قبول ندارند.
٢. به نظر اخباريان، اصل براءت در شبهات حكميه تحريميه، جارى نمىشود. اما اصوليان بر اين باورند كه اصل براءت در شبهات حكميه وجوبيه و تحريميه، هر دو، جريان دارند و اين نظر خود را با عقل و نقل اثبات مىكنند.
٣. اخباريان اجماع را حجت نمىدانند و اين نظر بين آنان معروف است؛ اما اصوليان، اجماع محصّل را قبول دارند و به آن تمسك مىجويند.
٤. اخباريان استدلال و استناد به قرآن را براى استنباط احكام شرعى، نمىپذيرند. ايشان در عمل كردن به احكام قرآن، توقف مىكنند، مگر اين كه حديثى در توضيح و تفسير آن وارد شده باشد. اين بدان خاطر است كه عمومها و اطلاقهاى قرآن به وسيله سنت، تخصيص و تقييد يافته است و نيز بدان خاطر است كه رواياتى از تفسير به رأى قرآن نهى كردهاند.
به هر صورت، با تلاشهاى امين استرآبادى، مؤسس اخبارىگرى، اين جنبش علمى گسترش يافت و راه خود را به سوى مراكز علمى شيعه گشود و روش خود را برتفكر فقهى شيعه تحميل كرد. استرآبادى، از نظر علمى شخصيتى نيرومند بود. قدرت و دقت علمى او از بحثها و مناقشههايش در كتاب الفوائد المدنيه به خوبى پيداست؛ از اين روى مبارزه علمى كه استرآبادى به راه انداخته بود، تا مدتها فقهاى شيعه را به خود مشغول داشت و آنان را وارد درگيرى بىسابقهاى كرد. اما آنچه كه رخ داد، به نفع علم اصول تمام شد؛ زيرا از رهگذر اين گفت وگوها، فرصتهاى ممتازى براى رشد و تكامل و بارورى اين علم به وجود آمد كه اگر بستر اين گفت و گو نمىبود، چنين فرصتهايى پيش نمىآمد.
گسترش علم اصول پس از امين استرآبادى
در آن فاصله زمانى و به دنبال ستيزه فكرى كه استرآبادى برانگيخته بود، بزرگانى از