فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٣٥ - نقش وحيد بهبهانى در نوسازى علم اصول آيت اللّه محمد مهدى آصفى
شد و در همان زمان هم ناياب گرديد و از آن پس ديگر در مراكز علمى اثرى از اين كتاب به چشم نخورد، تا اين كه به تازگى مجمع فكر اسلامى، با تصحيح بسيارى خوبى آن را به چاپ رسانيده است. تحقيق و تصحيح اين چاپ به همت برادر بزرگوارمان سيد محمدحسين كشميرى صورت گرفته كه خدايش پاداش خير دهاد.
شيخ انصارى، در فرائد الاصول، توجه زيادى به اين كتاب داشته و از آن اسم مىبرد و ديدگاههاى وى را تقويت مىكند، يا با احترام به نقد مىگذارد. فاضل تونى در تنظيم بابهاى علم اصول و نقد روش اصولى كه تا آن زمان نزد علما معمول بود، بر معاصران خود پيشى گرفت. او، با توجه به تقسيم علم اصول به دو بخش: مباحث الفاظ و مباحث عقلى كه تا به امروز نيز رواج دارد، عقيده داشت كه مباحث مربوط به «مقدمه واجب»، «ضد» و «مفاهيم» مىبايست در ضمن مباحث عقلى گنجانده شوند و مورد بحث قرار گيرند، نه در مبحث الفاظ، در حالى كه علماى معاصر وى و پيش از وى، اين مطالب را در مبحث الفاظ جاى مىدادند. حتى امروز هم، روش معمول و شناخته شده در كتابهاى اصولى و درسهاى خارج اصول اين است كه اين مطالب را در مبحث الفاظ قرار مىدهند. مثلاً محقق خراسانى، مطالب ياد شده را در جلد اول كفايه، كه مخصوص مباحث الفاظ است آورده؛ امّا فاضل تونى، اين مطالب را در ضمن مباحث عقلى كتاب «وافيه» تحت عنوان: «كلام بين ٢ حكم» آورده است. در ميان پسينيان مىبينيم كه محقق اصفهانى در كتاب اصولى ارزشمندش الاصول على النهج الحديث»، تا حدى به اين نظم پاى بند است.
از ديگر امورى كه در كتاب وافيه درخور توجه است، تقسيم بندى دليلهاى اصولى است به دليلهاى شرعى: (كتاب، سنت و اجماع) و دليلهاى عقلى. و دليلهاى عقلى را نيز تقسيم كرد به دليلهاى عقلى مستقل و دليلهاى عقلى غير مستقل.
به هر صورت، اين دانشمند بزرگوار در همين كتاب كوچك خود، ميدانهاى تازهاى از انديشه و نوآورى را بر روى علما گشود. اگر كسى اين كتاب را با كتاب معالم، كه هر دو به يك حجم هستند مقايسه كند، مىبيند كه تفاوت بسيارى از لحاظ سطح و عمق علمى بين اين دو كتاب وجود دارد. در حالى كه هر دو مؤلف از بزرگان