فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٥٣ - سخنى درباره تلقيح آيت اللّه محمد مؤمن
بكشد، يا خانه كعبه را، كه خداوند قبله بندگان خود قرار داده، ويران كند و يا آب خود را در مهبل زنى بريزد كه بر وى حرام است.
بيان دلالت: ظاهر حديث، حكايت از آن دارد كه قرار دادن منى در مهبل زن، از راه حرام، حرمتى است مستقل و جداى از حرام بودن آميزش با او. بنابراين اگر مردى، با زنى در آميزد و منى خود را در مهبل وى نريزد، هر چند زنا انجام داده، لكن منى خود را در مهبلى كه بر وى حرام است، نريخته است.
در اين صورت، از ظاهر حديث پيداست كه ريختن منى در مهبل زنى كه آميزش با وى براى صاحب منى حرام است، حرامى است مستقل و ربطى به آميزش ندارد.
به تناسب حكم و موضوع، مىتوان سبب حرام بودن ريختن منى را به عنوان يك حرام مستقل به دست آورد و آن اين كه قرار دادن منى به گونه معمولى در مهبل زنى كه براى صاحب منى حرام است، سبب بسته شدن نطفه از راه نامشروع مىشود.
در نتيجه، از اين حديث استفاده مىشود كه بسته شدن نطفه به وسيله منى مرد و تخمك زنى كه آميزش با او جايز نيست، حرام است و اين، همان چيزى است كه ما در پى آن بوديم.
از آن جا كه جمله اخير، ظهور در اين معنى دارد كه: (اگر مرد، منى خود را در مهبل زنى كه آميزش با او حرام است، بريزد.) برخى پنداشتهاند كه مقصود از اين جمله، ريختن حرام است. اما اگر منى را از راهى كه هم اكنون ما در باره آن بحث مىكنيم در مهبل قرار دهد، اول كلام است [ يعنى معلوم نيست كه حديث اين مورد را هم بگويد. ]بايد گفت :
اين پندار، وسوسهاى است كه نبايد به آن توجه كرد.
يادآورى:
در سند حديث، اشكال وجود دارد، به دليل اين كه قاسم بن محمد اصفهانى، توثيق نشده است و به دليلهاى ديگر. هر چند دور نيست كه اين حديث معتبر باشد، به ويژه كه در فقه به گونه يقين، به پيامبر(ص) اسناد داده شده است.
٣. (وعنه، عن محمد بن احمد، عن ابى عبداللّه الرازى، عن الحسن بن على بن أبى حمزة، عن أبى عبداللّه المؤمن، عن اسحاق بن عمّار قال: قلت لأبى عبداللّه، عليه