فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٤ - كاوشى درباره اقسام اقسام ديه و چگونگی پرداخت آن (٢) آيت اللّه سيد محمود هاشمى
از عبدالرحمان بن سابط جمحى نيز چنين نقل شده كه قريش در روزگار جاهليت وزنهايى داشتند كه اسلام نيز آن را تأييد كرد. آنان نقره را با وزنهاى كه درهم نام مىدادند و طلا را با دينار مىكشيدند، بنا بر اين هر ده وزنه از وزنههاى نقره با هفت وزنه از وزنههاى طلا برابر بود. وزنه ديگر آنان وزن جو بود كه يك شصتم وزن درهم است. وزنه ديگر اوقيه بود كه برابر با چهل درهم بود. ديگرى نش بود كه به اندازه بيست درهم است. هسته نيز وزنه ديگر ايشان بود و برابر با پنج درهم. آنان طلاى غير مسكوك [شمش[ را با اين وزنهها در داد و ستد داشتند و پيامبر نيز، پس از بازگشت به مكّه همين شيوه را تأييد فرمود.
گفته مىشود روايات درهم و دينار را در ديه بايد به معناى طلا و نقره به وزن آن دو گرفت، هر چند داراى سكه نباشند، بويژه اگر بدانيم كه اين اندازهها در زمان پيامبر(ص) يا اميرالمؤمنين(ع) نيز بوده است؛ چرا كه تا آن روز سكهاى در ميان مسلمانان ضرب نمىشد و از زمان عبدالملك به فرمان امام زين العابدين يا فرزندش امام باقر(ع) ضرب سكّه آغاز گرديد كه داستانش معروف است. بنا بر اين، در ديه، هزار مثقال طلا يا هفت هزار مثقال نقره كافى است. نام بردن دينار و درهم در اين روايات، مانند روايات ربا و بيع صرف براى در نظر گرفتن وزن آن دواست، چنانكه در روايات صرف، روايتى است كه در آن درهم و دينار به جاى وزن به كار برده شد.
در معتبره أبي بصير چنين آمده:
«قال: قلت لابي عبداللّه(ع): آتى الصير فيّ بالدراهم، اشتري منه الدنانير فيزن لي أكثر من حقّي ثم ابتاع منه مكاني دراهم؟ قال: ليس به بأس و لكن لاتزن أقلّ من حقّك.» (٦)
به امام صادق(ع) گفتم: درهمهايى را نزد صرّاف برده و از او دينار مىخرم. او برايم بيش از حق من وزن كرده، آن گاه من به جاى آن، درهمهاى ديگرى از او مىخرم.
حضرت فرمود: باكى نيست، ولى هرگز كمتر از حق خويش وزن نكن.
(٦)وسائل الشيعه، ج٢، ص٤٥٨.