فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٥٢ - نقش وحيد بهبهانى در نوسازى علم اصول آيت اللّه محمد مهدى آصفى
اشاره مىشود:
١. گاهى شك در تكليف، به صورت «شبهه حكميه» است، مانند شك در حلال بودن گوشتخرگوش.
٢. گاهى شك در تكليف به صورت «شبهه موضوعيه» است، مانند شك در طاهر بودن الكل. منشاء اين شك، شك در مصداق بودن الكل است براى مسكرات، نه شك در نجس بودن مسكر.
شبهه نيز، يا به صورت «شبهه وجوبيه» است، مثل شك در واجب بودن جهاد ابتدايى با كفّار. يا به صورت «شبهه تحريميه» است، مانند مثالهايى كه در بالا آورده شد. منشاء شبهه حكميه (در هر دو قسم وجوبيه و تحريميه) يا نبود نص است، يا اجمال نص و يا تعارض دو نص. در همه اقسام شك در تكليف (به استثناى بعضى موارد) حكم به براءت مىشود.
شيخ انصارى و پيروان او هر يك از اين اقسام را جداگانه تشريح كردهاند. اختلاف معروف بين اصوليان و اخباريان فقط بر سر شبهه حكميه تحريميه است. اخباريان در مورد شبهه حكميه تحريميه، حكم به احتياط يا حرمت مىكنند و اصوليان حكم به براءت. غير از همين مورد، هيچ اختلاف درخور توجهى بين دو مكتب وجود ندارد.
اقسام شك در مكلفٌ به:با توجه به شرحهاى گذشته، مىتوان شك در مكلفٌ به را به دو قسم اصلى تقسيم كرد.
١. موردى كه شك در مكلف، همراه با علم اجمالى نباشد.
٢. موردى كه شك در مكلفٌ به، همراه با علم اجمالى باشد.
شك در قسم اول بر مىگردد به شك در انجام دادن متعلق حكم، يكى از روشنترين مصاديق اين گونه شك، آن است كه مكلف با علم تفصيلى به اصل تكليف، در انجام دادن مكلفٌ به شك كند، مانند شك در انجام دادن نماز ظهر اين جا بطور قطع جاى احتياط است.
اما قسم دوم، يعنى موردى كه شك در مكلفٌ به، همراه با علم اجمالى باشد،