فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨٦ - پژوهشى در ديدن هلال ماه ابوالقاسم خزعلى آیت الله
روز به ديدن هلال است، به حكم ظهور، يا صراحت آنها در منحصر بودن طريق به «ديدن» بر مطلوب ما دلالت مىكنند.»
سپس مىافزايد:
«ممكن است در اين مطلب، چند اشكال بشود:
ظهور لفظ «رؤيت» در «رؤيت» شايع و متعارف، بر اين دلالت نمىكند كه چيزى جز آن، از لفظ اراده نشده است. بلكه اقتضا دارد كه يقين كنيم، دست كم، همين معنى [رؤيتشايع متعارف [ از آن اراده شده است، امّا در اراده شدن، يا اراده نشدن غير اين معنى از لفظ، بسته به دليلى است كه بر چنين چيزى دلالت كند.
بر فرض، دليلى باشد بر اراده شدن رؤيتشايع و متعارف، اين، هيچ تعارضى با اراده شدن معناى ديگر ندارد؛ زيرا لفظ، همان گونه كه بر اراده شدن رؤيت غير شايع، دلالت نمىكند، بر اراده نشدن آن نيز، دلالت ندارد.
]به ديگر سخن [ظهورى كه در اين جا، وجود دارد، همانند ظهور لفظ در معناى حقيقى نيست؛ چه در آن جا، اقتضاى مطلب آن است كه براى حذر از لزوم مجاز، معناى حقيقى، به طور خاص اراده شده باشد، درست بر خلاف آنچه در اين جا هست، چه در اين جا فرض آن است كه لفظ رؤيت، در حقيقت، بر هر دو معناى رؤيت، شايع و غير شايع، دلالت مىكند، تنها با اين تفاوت كه آنچه نخست از اين واژه به ذهن مىرسد، همان معناى رؤيتشايع و متعارف است.
بر اين پايه، بر اين فرض كه دليلى، حاكى از اراده شدن معناى رؤيت غير متعارف، در كنار آن معناى ديگر وجود داشته باشد، با آن ظهور نخستين، ناسازگار خواهد بود. از اين جا، روشن مىشود كه معناى ظاهر از لفظ، بر دو گونه است:
١. معنايى كه لفظ براى وضع شده است.
٢. فرد شايعى از همين معناى وضع شده براى آن.
تنها ظهور، به معناى نخست است كه اقتضا مىكند غير آن، از لفظ اراده نشده باشد، بر خلاف ظهور، به