فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٧٤ - سخنى درباره تلقيح آيت اللّه محمد مؤمن
{منكراً من القول وزوراً و ان اللّه لعفوٌ غفور } .
از ميان شما كسانى كه زنانشان را ظهار مىكنند، بدانند كه زنانشان مادرانشان نشوند. مادرانشان فقط زنانى هستند كه آنان را زاييدهاند....
چنين برداشت مىشود كه مادر كودك، همان زنى است كه او را مىزايد. در نتيجه، زنى كه او را حمل مىكند، در شرع مادر اوست و كودك به او ملحق مىشود و نه به صاحب تخمك.)
به نظر اين جانب: پس از آن كه پيشتر گفتيم كه از ديدگاه عرف، همانا صاحب تخمك، مادر كودك است، ديگر آيه مبارك بر خلاف ديدگاه عرفى دلالت ندارد، زيرا در مقام رد توهّم كسانى است كه مىپنداشتند به صرف گفتن جمله: (تو نسبت به من همچون پشت مادرم هستى) خطاب به زنانشان، زنان آنان بر ايشان حرام ابدى مىشوند. خداوند در اين آيه مباركه توجه مىدهد كه صرف گفتن اين جمله سبب نمىشود كه همسر مرد، مادر وى به شمار آيد، زيرا مادر او همان زنى است كه او را زاييده و نه آن زنى كه وى خطاب به او، سخن ياد شده را گفته است، بنابراين ، يادآورى ويژگى مادر (زاده شدن كودك از او) بدين سبب است كه بيشتر، كودك را مادر مىزايد و حتى مىتوان گفت: در آن زمان هميشه چنين بوده است.
پس، خداوند مادر بودن زنى را كه شوهرش ظهار كرده، با بيان اين ويژگى مادرى ]كه در آن زمان عموميّت داشته [نفى كرده است.
در نتيجه، اين آيه بر تعبّد شرعى و ملاك بودن (زاييده شدن بچه از زن) براى صدق مادر بر اين زن، دلالت ندارد.
بنابراين ، آيا آيت اللّه خويى در موردى كه اگر زنى كه هنگام زاييدنش نزديك شده، بميرد و كودك او در شكمش زنده باشد، يعنى بيش از زاييدن بچه از دنيا برود، آن گاه با يك عمل جراحى كودك از شكم اين زن، زنده و سالم بيرون آورده شود، آيا مىتواند بگويد: نه اين نوزاد فرزند اين زن است و نه اين زن مادر آن نوزاد؟ با اين كه بىگمان، اين زن آن كودك را نزاييده، بلكه با عمل جرّاحى از شكم او بيرون آورده شده است. ] يقيناً ايشان چنين چيزى نخواهد گفت ].بنابراين ، همان گونه كه