فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٤٠ - نقش وحيد بهبهانى در نوسازى علم اصول آيت اللّه محمد مهدى آصفى
صبح، شيخ يوسف براى اقامه نماز به حرم برگشت و وحيد بهبهانى نيز به صحن بازگشت و عباى خود را در گوشهاى از مدخل باب القبله پهن كرد و به نماز صبح پرداخت.»
در چنين مباحثههايى بود كه وحيد توانست بر انديشه طرف مقابل پيروز شود و شبهههاى وى را پاسخ بگويد و گرايش اصولى را عمق و استوارى بخشد.
بار ديگر ناگزيريم كه به فضيلتشيخ يوسف صاحب حدائق اعتراف كرده و بگوييم: تقوا و خلوص و راستى و حق طلبى شيخ از مهمترين عوامل تحقق انقلاب فكريى بود كه به دست وحيد در كربلا انجام گرفت. اگر شيخ يوسف در گفت و گوهاى خود با وحيد بهبهانى، راه جدل را پيش مىگرفت، مشكلات مكتب فقهى شيعه به درازا مىكشيد و سطح اختلاف در درون آن ريشه مىدوانيد و گسترش مىيافت. اما شيخ يوسف رضاى خدا را بر هر چيز ديگرى ترجيح مىداد و همين خصلت صاحب حدائق بود كه وحيد بهبهانى را در جنبش علمى اصلاح طلبانهاش كامياب كرد.
يكى از نمونههاى بىنظيرى كه در مورد روحيه و اخلاق اين بنده شايسته خدا [صاحب حدائق ]نقل شده اين است كه:
«مىگويند: وحيد شاگردان خود را از حضور در درس شيخ يوسف منع مىكرد، ولى شيخ در مقابل، به شاگردان خود اجازه مىداد در درس وحيد شركت كنند و مىگفت: هر يك از ما به تكليف خود عمل مىكند و وحيد را در رفتارش معذور مىداشت.» اين نمونه درخشانى است از مراتب سعه صدر و پرهيزگارى فقها بزرگ ما.
در اين بين، وحيد، حوزه درسى خود را فعال كرد و مجلس درسش پُر مىشد از طلاب فاضل و علماى كربلا بسيارى از علما و پژوهشگران و مجتهدان بعدى از فارغ التحصيلان حوزه درسى اويند. از بررسى تاريخ فقه در سه قرن: ١٢، ١٣ و ١٤، معلوم مىشود كه تمام فقهاى اين سه قرن، به طور مستقيم يا غير مستقيم، شاگردان مكتب وحيد بهبهانى هستند. از اين روست كه او را «استاد كل» يا «استاد اكبر» مىنامند، اين لقب اختصاصى اين محقق بزرگ است.