فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٣٤ - نقش وحيد بهبهانى در نوسازى علم اصول آيت اللّه محمد مهدى آصفى
علماى اصول، در صدد برآمدند تا با تحقيقات تازهاى سرمايههاى علمى اصول را افزايش دهند و ساختمان آن را استوار و قانونمند كرده و در شيوه بحثهاى اصولى دگرگونيهاى بنيادى به وجود آورند. جنبش علمى كه اين دسته از علما ايجاد كردند، نقش بزرگى در تجديد حيات علم اصول ايفا كرد؛ امّا نتوانست در سست كردن پايههاى اخبارىگرى و محدود ساختن آن، نقش تعيين كنندهاى داشته باشد. به خلاف ظهور علماى بزرگ اصولى در آن برهه زمانى، مكتب اخبارىگرى همچنان در مراكز فقه و اجتهاد تلاش نيرومندى داشت، اما چنانكه در ادامه اين بحث خواهيم ديد، سرانجام بساط اين مكتب، به دست فقيهى به نام محمد باقر بهبهانى كه نزد شاگردانش به وحيد بهبهانى معروف بود، درهم پيچيده شد.
حقيقت اين است كه علمايى كه در آن فاصله زمانى آمدند و در علم اصول به تحقيق و تاليف پرداختند، نقش بزرگى در شكوفايى مكتب وحيد بهبهانى و شيخ انصارى داشتند. پژوهشهايى كه در فاصله ميان ظهور مكتب استرآبادى تا ظهور مكتب وحيد بهبهانى انجام گرفت، تاثير مستقيم وقدرتمندى در پيرايش و پالايش و قانونمند كردن تفكر اصولى دو مكتبى كه پس از اخبارىگرى پيدا شدند، يعنى مكتب وحيد بهبهانى و مكتب شيخ انصارى داشت و اين دو مكتب وامدار آن پژوهشها هستند.
برجستهترين دانشمندانى كه در آن فاصله زمانى ظهور پيدا كردند عبارتند از:
١. سلطان العلما، حسين بن رفيع الدين محمد الحسينى، (م : ١٠٦٤- هـ .ق.) (٤)از آن جا كه وى مدتى با شاه عباس صفوى معاشرت داشته و با دختر او ازدواج كرده بود، به سلطان العلما، مشهور شد. او همچنين با شاه صفى و شاه عباس دوم نيز آمد و شد داشته است. تعليقهاى بر كتاب معالم نگاشت و در آن بسيارى از ديدگاههاى صاحب معالم را محققانه به نقد كشيد.
٢. فاضل تونى (م:١٠٧١- هـ.ق.) (٥)وى، مجموعه كتابهايى در فقه و اصول تأليف كرد و از آن ميان فقط كتاب الوافيه، باقى مانده است كه با همه اختصارش، از بهترين كتابهايى است كه در اين علم نوشته شده است. اين كتاب، سالها پيش در هند چاپ
(٤)اعيان الشيعه، ج٦، ص١٦٤.
(٥)الكنى والالقاب، ج٢، ص١٢٨.