در جستجوي عرفان اسلامي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣١٠ - « كرامت» و حقيقت و ماهيت آن
مىگيرند و قطار با آن همه سرعت و مسافر و وزن و شتاب به يك باره سر جاى خود ميخكوب مىشود و مىايستد و تا آن مرتاض دستش را بر ندارد يا از جلوى قطار كنار نرود قطار حركت نمىكند! اين مسأله در موارد متعددى اتفاق افتاده و مهندسها و متخصصان قطار هر چه تلاش كردهاند نه عيب و ايرادى در قطار و سيستمهاى مختلف آن يافتهاند و نه توانستهاند قطار را به حركت درآورند. همچنين مواردى پيش آمده كه هواپيما روى باند آماده حركت بوده و تمام مسايل مربوط به پرواز كنترل شده، در اين اثنا يك جوكى از راه رسيده و دستش را گذاشته و هواپيما نتوانسته حركت كند! مهندسان و متخصصان نيز هر كار كردهاند فايده نداشته و نتوانستهاند هواپيما را راه بيندازند و تا آن جوكى نخواسته، هواپيما از سر جاى خود تكان نخورده است!
اينها مسايلى است كه بارها اتفاق افتاده و در گزارشهاى متعدد و معتبر توسط افراد و گروههاى مختلف ثبت و ضبط شده است و جاى انكار و ترديد نيست. اين امور نشانه آن است كه خداى متعال به روح انسان آنچنان قوا و قدرتى داده كه اگر تربيت و تقويت گردد، مىتواند بر قوا و قوانين طبيعت غالب و فائق آيد.
اما آيا اين همه، دليل بر اين است كه آن جوكى با آن سر و وضع و زندگى كثيف و آلودهاش از اولياء الله و اقطاب و اخيار و اوتاد است كه بايد از او اطاعت كرد و خاك پايش را براى تبرك برد؟!! روشن است كه هرگز چنين نيست و چنين انديشهاى پندار و تصورى خام و بىاساس و باطل است. اين جوكى كه به هيچ دين و پيامبر و كتاب آسمانى اعتقاد ندارد و جز همان رياضتهايى كه به آنها مشغول است كار و عبادت و اطاعتى را نمىداند و نمىشناسد چگونه مىتواند از اولياء الله و مقربان درگاه الهى باشد؟! كار اين جوكى نظير آن پهلوانى است كه در اثر تمرين و تكرار به توانايىهايى دست پيدا كرده كه در افراد معمولى وجود ندارد. اگر يك قهرمان وزنهبردارى مىتواند وزنههايى را بلند كند كه افراد معمولى نمىتوانند، اين امر جز در سايه تمرين و تكرار و تحمل زحمتها و سختىهاى فراوان نيست. جوكى هم همين گونه است. نهايتاً تفاوت در اين