در جستجوي عرفان اسلامي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٦٧ - جامع ترين نسخه سير و سلوك
نظر كمّيّت و چه از نظر كيفيت، بيشتر اهميت بدهيم. از نظر كمّيّت، تنها به واجبات اكتفا نكنيم و نوافل را نيز انجام دهيم. از نظر كيفيت نيز تنها به خضوع و خشوع و آداب ظاهرى اكتفا نكنيم، بلكه سعى كنيم تا حضور قلبمان بيشتر شود.
آرى، آن توجه قلبى به خداى متعال كه اساس عرفان است و در عرفان و سير و سلوك به دنبال آن هستيم، بهترين مراتبش در نماز براى انسان حاصل مىشود. در حالات ائمه(عليهم السلام) روايات متعددى داريم كه اين مطلب را تأييد مىكند. اين مسأله همچنين از بزرگان متعددى كه نسبت به آنان اعتماد داريم نقل شده است و آنان از حالات بىنظيرى كه به هنگام نماز برايشان پيدا شده است سخن گفتهاند.
متأسفانه مشكل اساسى بسيارى از ما اين است كه شيطان اغوايمان مىكند و اين مطلب را كه نماز برترين و عالىترين ابزار نيل به بالاترين مدارج و مقامات عرفانى است، چندان جدّى تلقى نمىكنيم و گويا آن را باور نداريم! ما نوعاً به همين ظاهر نماز و گفتن الفاظ و اذكار و اوراد آن اكتفا مىكنيم و از همين رو اثر چندانى از آن نمىبينيم؛ چرا كه آن آثار مربوط به روح نماز است، كه نمازهاى ما فاقد آن است. روح اصلى نماز مربوط به حضور قلب و توجه انسان به خدا است و درجه بالابرندگى و كمال افزايى آن بسته به ميزان حضور قلب و توجهى است كه در آن وجود دارد.
البته بايد توجه داشت كه راه پيدا كردن حضور قلب اين نيست كه به گوشهاى تنها و خلوت و جايى كه حتى صداى پريدن پشهاى نيايد پناه ببريم. اگر بنا باشد به محض پريدن پشهاى حواس انسان پرت شود و توجهش از بين برود، آنگاه بايد عبادت را منحصر كنيم به اينكه انسان از اجتماع كناره بگيرد و به صومعه و ديْر و غارى پناه ببرد؛ و اين چيزى است كه قطعاً با تعاليم اسلامى سازگار نيست و اسلام نمىخواهد چنين انسانهايى را تربيت كند و پرورش دهد. ما بايد به گونهاى تمرين كنيم كه در همين شرايط عادى و معمول كه نماز مىخوانيم، به ويژه در نماز جماعت، بتوانيم توجهمان را به خداى متعال معطوف داريم. اگر به اين ترتيب عمل كنيم به تدريج با كمك عنايات