در جستجوي عرفان اسلامي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٥٧ - اعمال و اذكار خاص در سير و سلوك
با هر درجه و مقامى واجب است، قرائت حمد و سوره و گفتن ساير اذكار آن به زبان نيز امرى است لازم و صرف توجه قلبى كافى نيست و تكليف واجب را از گردن انسان ساقط نمىكند. بنابراين سخنانى نظير اينكه «هدف اصلى توجه قلبى است و اين اذكار مقدمه آن هستند و اگر كسى بتواند بدون ذكر لفظى، ذكر قلبى داشته باشد همان كافى است» مطالبى باطل است كه گوينده آن يا غافل و جاهل است يا اغراض و اهدافى سوء در سر دارد. اين حرف نظير همان سخن است كه بعضى مىگويند: «دل بايد پاك باشد، تقيد به دستورات شرع و حلال و حرام مهم نيست!!» در نظر اينان اگر دل انسان پاك باشد هرچه هم گناه و معصيت بكند چندان اهميتى ندارد! شايد همه ما گاهى به اينگونه افراد برخورد كرده باشيم كه، براى مثال، مىدانند حجاب در اسلام واجب است، ولى با اين وجود، حجاب را رعايت نمىكنند و وقتى به آنها تذكر داده مىشود، مىگويند: دلت پاك باشد!
اعتقادات و سخنانى از اين سنخ، همه باطل و بىاساس هستند. ما نمىتوانيم دين را از پيش خود اختراع كنيم، بلكه بايد متمسك به كتاب و سنّت باشيم و ببينيم قرآن و اهلبيت(عليهم السلام) چه فرمودهاند و چگونه رفتار كردهاند. در خصوص اين مسأله ما شواهد متعددى از كلمات و سيره عملى اهلبيت(عليهم السلام) در دست داريم كه آنان ذكر لفظى را لازم مىدانستند. آن روايت را از امام صادق(عليه السلام) نقل كرديم كه آن حضرت در مورد پدر بزرگوارشان امام باقر(عليه السلام) فرمودند: پدرم زياد ذكر مىگفت. هنگامى كه پياده همراه او مىرفتم پيوسته ذكر خدا مىگفت... حتى هنگامى كه با مردم گفتگو مىكرد اين امر مانع از ذكرش نمىشد و من پيوسته مىديدم كه زبانش به سقف دهانش چسبيده و «لا اله الا الله» مىگويد.[١]
آيا كسى مىتواند پيرو ائمه اطهار(عليهم السلام) باشد و اين قبيل روايات را ناديده بگيرد؟
[١] اصول كافى، ج ٢، كتاب الدعاء، باب ذكرالله عز وجل كثيرا، روايت ١.