در جستجوي عرفان اسلامي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٥٥ - اعمال و اذكار خاص در سير و سلوك
گفتن آنها در معارف اهلبيت(عليهم السلام) براى چيست؟ آيا اگر ما سعى كنيم هميشه دلمان را متوجه خدا كنيم، ديگر نيازى به ذكر لفظى نيست؟
در ميان فِرَق متصوفه، چه در زمينه ذكر لفظى و چه در زمينه ذكر قلبى، گروههايى راه افراط و تفريط را در پيش گرفتهاند. برخى از آنان آنچنان بر ذكر لفظى تأكيد مىورزند كه «حلقههاى ذكر» تشكيل مىدهند و در جلساتى دور هم مىنشينند و با آهنگ و حركاتى خاص اذكارى را با صداى بلند با هم تكرار مىكنند و اصطلاحاً آن را «ذكر جلىّ» مىنامند. از سوى ديگر نيز برخى فرقههاى آنها به اذكار لفظى توجهى ندارند و تنها به ذكر قلبى اكتفا مىكنند. خود من برخى از اينها را ديدهام كه نماز مىخوانند بدون آنكه از اول تا آخر نماز لبشان حركت كند و چيزى بگويند!! آنان تمام اجزاى نماز را، از قرائت گرفته تا سجده و ركوع، همه را با سكوت كامل انجام مىدهند! دليلى هم كه براى اين كار مىآورند اين است كه ذكر لفظىبراى اين است كه دل توجه پيدا كند، وقتى دل ما توجه داشت، ديگر ذكر لفظى لزومى ندارد و بلكه اصلا مانع و مزاحم نيز هست! برخى نيز مىگويند ما به درجهاى از توجه و ذكر قلبى مىرسيم و آنچنان در ياد خدا مستغرق مىشويم كه از نماز غافل مىگرديم و جذْبه جمال الهى باعث مىشود كه همه چيز حتى نماز را از ياد ببريم! و يا گروهى مىگويند، اصولا نماز و امثال آن از اذكار لفظى و ظاهرى مربوط به مراحل ابتدايى و متوسط عرفان و سير و سلوك و جايى است كه سالك هنوز به مقام «يقين» نرسيده است؛ ولى آنگاه كه به مقام يقين نايل آمد ديگر انجام اينگونه اعمال و عبادات براى او لزومى ندارد! آنان اين گفته خود را به اين كريمه قرآن مستند مىكنند كه مىفرمايد:
فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَكُنْ مِنَ السّاجِدِينَ * وَاعْبُدْ رَبَّكَ حَتّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ؛[١] پروردگارت را تسبيح گوى و ستايش كن و از سجدهكنندگان باش. و پروردگارت را عبادت كن تا آن هنگام كه به يقين نايل شوى.
[١] حجر (١٥)، ٩٨ و ٩٩.